لوحى آفريده بىنقش و بىرنگ ، و لكن قابل تمام الوان به واسطهء حركت تو به سوى كمالات ، و رسوخ عقايد حقه و انوار علوم و ملكات حميده ، [ خاك ] « 1 » استعداد و قابليت تو مخمّر شود به آب شيرين و شهد . و به سبب ميل تو به سوى شهوات و ظلمات معاصى ، به آب تلخ و خاك شور عجين آمد :
وَ هَدَيْناهُ
« 2 »
النَّجْدَيْنِ
. « 3 »
آرى اين تخمير ازيد قدرت حق است با قدرت و اختيار تو ، نه او معزول است از حكم خود ، و نه تو مجبورى در افعال خود ،
وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى
. « 4 »
و مقصود از عالم ذرات ، كه در اخبار وارد است ، وجود تو است در مراتب عاليه و سلسلهء طوليه ، به عين وجود علل سابقه به نحو اعلى و اشرف ؛ چون فى الحقيقه علل سابقهء تو منشأ تحصل و تعيّن تو باشند . پس به تعيّن آنها تعيّن دارى در مراحل عاليه ، كه آنها حقيقة حقيقت تواند و تو رقيقهء آنهايى ؛ چنانچه در چند موضع اشاره شد . و ذكر شد كه مقصود افلاطون الهى از تقدم نفوس بر ابدان ، شايد تقدم علل نفوس باشد ، و الا دانستى كه نفس ناطقه موافق حديث كميل بن زياد و رأى اكابر حكما ، حادث است به حدوث بدن ، و در اول حدوث ، محض استعداد و قوهء صرف است ؛ چون هيولى .
پس تخميرى كه در آثار اهل عصمت و طهارت عليهم السّلام وارد شده است ، بايد مقصود همين باشد كه ذكر شد كه موافق قواعد عدليه و براهين عقليهء صحيح باشد . و اينكه وارد شده است كه جناب آدم - على نبيّنا و عليه السلام - در وادى عرفات ، بنى آدم را به صورت ذرات ديده ، « 5 » و خطاب
أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ
و جواب
قالُوا بَلى
« 6 » آن وقت شد ،
هامش
( 1 ) . الف : ندارد .
( 2 ) . الف و ب : فهديناه .
( 3 ) . بلد ( 90 ) آيهء 10 .
( 4 ) . انفال ( 8 ) آيهء 17 .
( 5 ) . بحار الأنوار ، ج 39 ، ص 178 ، ش 33 : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : « يا علّي : ائت الوادي . . . قال : لمّا خلق اللّه تعالى آدم أخرج ذرّيّته عن ظهره مثل الذرّ ، فأخذهم ميثاقهمأَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى، فأشهدهم على أنفسهم . فأخذ ميثاق محمّد و ميثاقك . . . » .
( 6 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 172 .