تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار العرفان — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
ظلمت صرف و منبع شرور و طغيان و نقايص است . و بروز جهل و لوازم آن از حركت عقل است در مراتب ادبار و تنزل در قوس نزول . و به هر نسبت كه بعد از مبدأ حاصل شود ، بروز نقايص بيشتر است . و تشبيه نموده‌اند نور عقل و ظلمت جهل را به دو مخروط كه قاعدهء آن يك در اعلى عليين ، و قاعدهء اين يك در اسفل سافلين مستقر ، و نقطهء رأس مخروطين بالعكس در نزد قاعدهء ديگرى تمام شده باشد . پس هرچه به مبدأ نور اقرب باشد ، نورانيت مخروط نور ، اعظم و اكثر ، و هرچه دور تر شود ، اضعف شود . و از مخروط ظلمت بالعكس . پس در اواسط هر دو مخروط ، نور و ظلمت معتدل و مساوى باشند . و در مراتب عقول مجرده ، ظلمت [ را ] « 1 » نهايت ضعف ، و در مقام جسم و جسمانيات ، انتهاى قوت داشته باشد و بالعكس . و مرتبهء وجود مطلق ، كه رحمت واسعه و نور احمدى صلّى اللّه عليه و آله است ، نور صرف و كمال بحت است ، كه در عالم ظاهر ، آن وجود مسعود را ظل مفقود بود . و « أنا احمد بلا ميم » « 2 » اشاره به اين است . دليل عقلى بر وجود ظلمت ، انيت و نقايص نقص وجود موجودات مقيده است ؛ زيرا كه وجودى كه فايض شود از مبدأ ، لا محاله معلول و حادث و اضعف از وجود علت است . اين فقير بالذات و آن غنى بالاصاله است . پس ، از ضعف و نقص وجود معلول ، ظلمت بروز كند ؛ چون سايه از ديوار . ديگر آن‌كه هرگاه صادر شود از مبدأ وجودى كه اشرف از تمام موجودات امكانيه باشد ، در اعلى مرتبهء امكان است . و وجود اعلى مرتبهء امكان ، لازم دارد وجود اسفل مرتبه را بالبديهه ، از جهت تلازم ؛ چون لزوم محدد الجهات و فوقيت مركز عالم و جهت تحت را ، اگر چه آن يك بالاصاله و اين بالتبع است ، كه « سبقت رحمتي غضبي » . « 3 »
هامش
( 1 ) . الف : ندارد . ( 2 ) . چنين حديثى را نيافتم . ( 3 ) . تفسير عيّاشى ، ج 2 ، ص 280 ، ش 280 : عن ابى عبد اللّه عليه السّلام قال : « سمعته يقول : لمّا أسرى بالنبي فانتهى إلى موضع قال له