را به صورت حاصله . و همچنين در ساير ادراكات ؛ زيرا كه بالبديهه اسناد داده مىشود اين افعال به سوى نفس حقيقة نه مجازا . و حكم مىكند نفس بر شىء مرئى كه فلان طعم در اوست . پس بايد مدرك طعم و لون متحد باشد ، با آنكه متعدد است . و وحدت نفس داراى كثرت قواى خود هست ، و « هو السميع البصير العليم القدير المتوهّم المتخيّل الحسّاس المتحرّك » . و متحد است با بصر در مقام ابصار ، و با سمع در مقام استماع ، و با ذائقه در حال ذوق ، و هكذا .
و مقام ادراك كليات و شهود نور حق و غيرها مرتبهاى است از مراتب عاليهء او . و مرتبهء بدن و نوم و اكل و شرب ، مقام دنو اوست ، كه « هو العالي و هو الدّاني » . و وحدت نفس در تمام مراتب سارى ، و نور او در همه جارى است . و
خَلَقَكُمْ أَطْواراً
« 1 » اشاره به اين است .
نگويى كه بنابراين ، حاجت اثبات قواى نيست ، گويم « 2 » كه مقصود قهاريت و سلطنت نفس است بر افعال قوا ، نه نفى افعال قوا ؛ چنانچه در مسألهء جبر و اختيار در عموم قدرت مطلقه و احاطهء او مر تمام تأثيرات و افعال ما سوى را دانستى . و بعد از خرابى بدن ، قواى بدنيه و كمالات بدن را بذاته دارا است ؛ چنانچه - ان شاء اللّه تعالى - در مسألهء معاد روشنتر خواهد شد .
نور بيست [ و ] « 3 » پنجم در بيان حقيقت جهل ، و معناى سجين و عليين ، و تركيب وجود انسانى از هر دو عقلا و نقلا
موافق اخبار صحيحه ، بعد از آفرينش عقل ، كه منبع خيرات و علوم و انوار و كمالات است ، بنابر آنكه « يعرف الأشياء بأضدادها » ، « 4 » بالتبع جهل پديدار آمد ، كه
هامش
( 1 ) . نوح ( 71 ) آيهء 14 .
( 2 ) . ب : گوييم .
( 3 ) . الف : ندارد .
( 4 ) . بدايع الافكار ، ص 166 ؛ نظم اللآلي ، ص 28 .