تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار العرفان — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
اين است حاصل قوهء نظريه و عمليه موافق قول حكما و موافق [ اخبار و آيات ] . « 1 » و هرگاه ترك متابعت عقل و نقل نموده ، به هواى نفسانى و شهوانى حركت نمايد ، صفت حيوانات و شياطين در جوهر ذات او رسوخ نمايد و در دركات طبيعت و جهل حركت كند . و به همان نسبت كه نفوس كامله در درجات كمال ترقّى كنند ، اين يك در دركات نقص و انيت تنزل نمايد و مزاج نفس از اعتدال بيرون شده ، مريض شود . هرگاه به مرض جهل مركب و كفر گرفتار شود ، نجات متصور نشود از براى او - اعاذنا اللّه منه -
لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى
. « 2 »
دوائك فيك و لا تبصر * و دائك « 3 » منك و لا تشعر
« 4 »

نور بيست [ و ] چهارم در بيان اتحاد نفس با بدن ، و استيلاى او بر ساير قواى بدنيه

بدان كه چون نفس ناطقه ، ظل وحدت حقه است ، جامع است تمام شئونات و قواى بدنيه را . و تحصل بدن و قواى بدنيه به تحصل نفس ناطقه است ؛ چون تحصل جنس به نوع و چون تحصل ماده به صورت . پس نفس ناطقه نه محض قوهء عاقله است ، چنان‌چه فلاسفه گفته‌اند ، بلكه نورى است كه محيط و جامع است شئونات قواى حيوان و نبات « 5 » و جمادات را ، با قوهء باصره بصير ، و با سامعه سميع ، و با قوهء فاعله فاعل ، و با قابله قابل است . پس نفس ناطقه است بيننده و گوينده و شنوا . و اوست قائم و قاعد و متحرك و ساكن . نه آن‌كه قوهء باصره بدون او مىبيند ، و بعد از ديدن باصره ، صورت مبصر حاضر شود از براى نفس در حس مشترك و ببيند « 6 » شىء
هامش
( 1 ) . ب : آيات و اخبار . ( 2 ) . نجم ( 53 ) آيهء 39 . ( 3 ) . الف : دوائك . ( 4 ) . ديوان امير المؤمنين عليه السّلام ، ص 175 . ( 5 ) . ب : نباتات . ( 6 ) . الف و ب : به بيند .