تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار العرفان — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
احقّ بالاتّباع . و اما نفس حيوانى مشتمل است بر سه روح : طبيعى و حيوانى و نفسانى . به علت آن‌كه به واسطهء حرارت جگر ، بخارى كه از كبد به توسط آورده نفوذ كند در تمام اعضا ، آن را روح طبيعى و نفسى نباتى گويند . و غاذيه و ناميه و مولده از خوادم آنند كه مذكور شد . و لطيف از هضم ثانى كه خون شده به طرف راست قلب داخل شود و به واسطهء مجاورت حرارت جگر بخارى متصاعد شده ، داخل به تجويف ايسر قلب شود و از آنجا به توسط شرايين نفوذ به ساير اعضا و جوارح « 1 » كند . آن را روح حيوانى گويند . و اين بخار شبيه است در لطافت به اجرام سماويه ، و بدن را گرم كند . و شهوت و غضب ، كه مبدأ حركاتند ، از لوازم اين روح باشند . و تشبيه نموده‌اند خون داخل قلب را به زيت ، و بخار متصاعده را به چراغ ، و حس و حركت را به نور آن ، و شهوت را به حرارت آن ، غضب را به دود آن . و آنچه از روح حيوانى كه به دماغ رسد ، و در آنجا به واسطهء برودت معتدل شده ، به توسط اعصاب نفوذ در بدن نمايد و منشأ حس و حركت شود ، آن را روح انسانى گويند . و افعال دماغ ، از تخيل و توهم و فكر و غيرها ، از ثمرات اين روح است . و به واسطهء تصفيه شبيه است به صور مثاليه . و نفس مجرد ، كه از عالم ملكوت و اشراق رب النوع است تجلى كند بر آن اولا و بالذات ، و از او تجاوز نموده ، بدن را منور سازد . پس روح نفسانى به منزلهء عرش است مر سلطان نفس ملكوتى را . پس هرگاه بگويند كه از افلاك و عالم مثال چيزى در بدن عنصرى هست ، روح نفسانى و حيوانى مراد است . و از خوادم نفس حيوانى است ، حواس ظاهر و باطن . اما ظاهر پنج است : باصره و سامعه و لامسه و ذايقه و شامه . اما باصره ، قوه‌اى است كه آفريده شده است در دو عصب مجوف كه روييده‌اند از مقدم دماغ . آن‌كه از طرف راست دماغ است [ و ] « 2 » مايل شده به طرف ايسر ، تا متصل
هامش
( 1 ) . الف : جوارح اعضا . ( 2 ) . الف : ندارد .
أنوار العرفان — صفحة 239 | ملا اسماعيل اسفراينى