و سودا است ، كه به زهره و طحال ريزد . و فضلهء آن به مثانه ريخته ، بول شود .
و قوهء ناميه آن است كه بعد از رسيدن غذا آن غذا را جزء جسم خود نموده ، در تمام اقطار نمو كند و بزرگ شود به قدرى كه استعداد نمو در او هست .
و مولده آن است كه از فضل هضم چهارم صورتى حاصل كند كه مستعد باشد از براى شخص ديگر از نوع خود . و از خوادم مولده است قوهء مغيره . و آن آن است كه مستعد كند منى را مثلا در رحم ، بعضى از آن را از براى استخوان ، و بعضى را از براى اعصاب ، و بعضى را از براى رگها ، و هكذا . و نيز از توابع مولده است قوهء مصوره ، كه صورت منى را به صورت شخص خاص نمايد . « 1 »
و محقق طوسى رحمه اللّه فرموده است كه :
« مصوره در نزد من باطل است ؛ زيرا كه استناد اين گونه امور دقيقهء عجيبه به سوى قوهء عديم الشعور ، مستبعد است . پس بايد مستند باشد به سوى ملائكه كه مدبر امور و مصور صور عجيبه و اشكال حسنهاند » . « 2 »
و فى الحقيقه كارخانهء ايجاد و ابداع رحم امهات است ، كه قلم صنع ايزدى آيهء
هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ
« 3 »
فِي الْأَرْحامِ كَيْفَ
« 4 »
يَشاءُ
« 5 » را پيوسته ثبت نموده ، بر لوح ارحام نقوش بديعه و صور جميله ابداع نمايد ، اگر چه دانستى كه تمام قوا و طبايع و ساير مؤثرات ، من الأوايل و الأواخر نيستند مگر جنود الهى ، و همه مندرجاند در تحت قدرت مطلقه . و فعل « 6 » جميع راجع است به فعاليت مطلقهء او تعالى ؛ و لكن در ظواهر اخبار وارد است كه در ارحام ، ملائكهء مصوره مأمور به صورت نگارى مواليداند ، و الحق
هامش
( 1 ) . ب : در حاشيه دارد : بدان كه تمام قواى طبيعيه و غيرها مندرجند در تحت قدرت كامله مبدأ حكيم تعالى شأنه .
و به محض اراده و علم در مبدأ قوى كفايت باشد و حاجت به شعور وسايط نباشد كما لا يخفى ، منه .
( 2 ) . كشف المراد ، ص 194 : « قال : و المصورة عندي باطلة ؛ لاستحالة صدور هذه الأفعال المحكمة المركّبة عن قوّة بسيطة ليس لها شعور أصلا . »
( 3 ) . الف و ب : يصور .
( 4 ) . الف و ب : ما .
( 5 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 6 .
( 6 ) . الف : قواى .