است ؛ زيرا كه فرض دو كره ، كه هيچ كدام داخل در تحت ديگرى نباشد ، مستلزم مفاسدى است كه مبرهن شده است . و بهشت و دوزخ موعود ، كه بالفعل موجودند ، در ظاهر اين آسمان و زمين نيست بالبديهه ؛ زيرا كه هرگاه طبقات ارض را تا مركز عالم بشكافى ، نشانى از دوزخ نبينى . « 1 » و همچنين در ظاهر طبقات آسمان اثرى از حور و قصور نيست و به اين چشم چيزى نتوان ديد .
ديگر آنكه
وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ
« 2 » « 3 » چگونه در آسمان گنجد ؟ و آنچه از اخبار و آثار مستفاد مىشود ، بهشتى كه به ادنى مؤمن دهند ، اوسع از تمام آسمانها است . پس اينكه فرمودند : « 4 » بهشت در آسمان است ، « 5 » مقصود باطن آسمان و فوق آن مراد است ، كه صور مجرده از ماده است . و چون در بلندى اين عالم واقع است ، تعبير به آسمان شده است . و همچنين كه فرمودهاند : دوزخ در زمين است ، « 6 » مقصود جهت سفل و تنزل است ، كه عبارت از دركات طبيعت و جهل و شهوت و حرص و غيرها باشد ، كه در عالم مثال ، به صور موذيه و وادىهاى پرآتش و نهرهاى پر از ريم مصور باشند ، - اعاذنا اللّه منه به حق محمد و آله صلّى اللّه عليه و آله .
نور نوزدهم در بيان نفوس فلكيه و نفوس ناطقهء انسانيه ، و قول در حدوث و قدم آنها
تعريف نمودهاند نفس را به اينكه كمال اوّل است از براى جسم طبيعى . و مقصود از كمال ، فعليت و آن چيزى است كه شىء از قوه خارج شود . و مراد از كمال اوّل ،
هامش
( 1 ) . ب : نه بينى .
( 2 ) . الف : السماء .
( 3 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 133 .
( 4 ) . الف : فرمودهاند .
( 5 ) . ارشاد القلوب ، ص 316 - 318 .
( 6 ) . همان .