تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار العرفان — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
و تحقيق آن است كه حقايق موجودات امكانيه ، از جواهر و اعراض ، در تمام مراتب ، ظهور و بروز دارند . و مىشود كه حقيقتى از حقايق در نشئه‌اى از نشأت به صورت عرض ، و در نشئه ديگر به صورت جوهر باشد ؛ چون حقيقت علم بنابر آن‌كه از مقولهء كيف باشد ، در عالم مثال به صورت آب صاف خوشگوار ظهور دارد ؛ چرا كه به واسطهء آن‌كه و
مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ
« 1 » مفاد كتاب الهى است و علم موجب حيات ابدى است ، كه « الناس اموات و أهل العلم احياء » ، « 2 » پس اين حقيقت كه معنايى است از معانى مجرده ، در عالم مثال مصور است به صورت آب صافى كه موجب حيات اراضى موات است . و چون محبت مفرط و شوق كامل به اطاعت و انقياد الهى و موالات اولياى او ، كه مصور است به صورت شراب طهور ، كه پاك كنندهء دل است از ياد ما سوى . و آن‌كه وارد شده است كه « الجنة قيعان غرسها سبحان اللّه » ، « 3 » اشاره به اين است ؛ يعنى بهشت باغى است كه درخت آن « سبحان اللّه » است . پس لفظ « سبحان اللّه » كه در نشئهء دنيويه ، عرضى است از اعراض ، به حسب آن نشأ جوهر است و ثمرات بر آن مترتب مىشود . و همچنين در عالم عقول و نفوس مجرده ، تمام اشيا را وجود و ثبوت هست به نحو اعلى و اشرف ؛ چنان‌چه در بيان معناى « رب النوع » و تكثر عقول عرضيه دانسته شد . و عالم مثال عالمى است وسيع ، مشتمل بر تمام اشيا ، از خيرات و شرور و كمال و نقايص [ و ليكن ] « 4 » نه مانند دنيا كه خيرات و شرور [ ممزوج و مخلوط ] « 5 » با يكديگر
هامش
( 1 ) . انبياء ( 21 ) آيهء 30 . ( 2 ) . ديوان امير المؤمنين عليه السّلام ، ص 24 . ( 3 ) . شيخ صدوق ، امالى ، ص 449 - 452 ، ش 2 : « . . . فقال يا محمد : أقرئ أمّتك عنّي السلام ، و أخبرهم أنّ الجنة ماؤها عذب ، و تربتها طيبة ، فيها قيعان بيض ، غرسها : سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله إلّا اللّه و اللّه الأكبر و لا حول و لا قوّة إلّا باللّه ، فمر أمّتك ، فليكثروا من غرسها . . . » . ( 4 ) . الف : چنان‌چه و لكن . ( 5 ) . ب : مخلوط و ممزوج .