عقول ، موجودات « 1 » و صور مثاليه ، معلولات و مظاهر و تنزلات انوار مزبوره است و به صورت اجساماند با مقدار و اشكال و الوان و لكن بدون مادهء عنصريه و بدون مكان . و مزاحم نشوند يكديگر را . و تمام اعضاى آن صور شعور و سمع و بصر و شامه و ذايقه و ساير حواس باطنهاند و احياءاند نه آنكه محض صورت باشند ؛ مانند صور ظاهرهء در آينه كه محض نقش و شكلاند . و اينكه در پاره [ اى ] امثله مثال به صورت آينه زدهاند ، تشبيه در عدم تزاحم و عدم احتياج به ماده و مكان است . چه مضايقه هرگاه آن صور را زنده و با روح و حياة فرض نمايى ، مثل تمام است و مشبه به از تمام جهات صحيح . پس صور مثاليه نه به تجرّد عقل و نفساند و نه به ماديت و كثافت جسم ، بلكه برزخ بين العالمين باشند .
و صور تمام موجودات عالم غيب و شهادت ، در آن عالم موجود است ؛ چنانچه از جناب امام به حق ناطق جعفر بن محمد الصادق عليه السّلام در معناى اين فقره كه « يا من أظهر الجميل و ستر القبيح » « 2 » وارد است كه فرمودند كه « نيست مؤمنى مگر آنكه [ از براى او مثالى در عرش ] « 3 » هست . پس هرگاه مشغول ركوع و سجود شود ، مىكند مثال او همان فعل را . و مىبينند ملائكه ، پس صلوات مىفرستند و استغفار مىكنند از براى او .
و هرگاه مشغول معصيتى مىشود ، مىاندازد خداى تعالى بر روى او پرده [ اى ] تا ملائكه نبينند « 4 » » . « 5 »
و شهر جابلقا و جابلسا ، كه دو شهر بزرگ عنصرىاند ، كه از غايت بزرگى در روى اين زمين نمىگنجند ، چنانچه از اخبار مستفاد مىشود ، « 6 » بايد در عالم مثال باشند قطعا . و آنچه وارد شده است از اينكه جناب ولايت مآب عليه السّلام در منازل چند نفر از
هامش
( 1 ) . ب : موجود است .
( 2 ) . عدة الداعي ، ص 224 .
( 3 ) . ب : در عرش او را مثالى .
( 4 ) . الف و ب : نه بينند .
( 5 ) . مفتاح الفلاح ، ص 201 .
( 6 ) . بصائر الدرجات ، ص 490 ، ش 4 .