تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار العرفان — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
ديگر را . و آفريد از نور ياقوتى را كه غلظت آن مثل غلظت هفت آسمان و زمين‌ها بود . بعد از آن زجر كرد ياقوت را . پس گداخته شد از هيبت حق تعالى . پس گرديد آب ، تا آخر . حديث موافق آنچه در تورات وارد شده بود ، مذكور شد . و مراد از خلقت ظلمت از نور ، جهت نقص و امكان نور اوّل است . و نور ثانى از نور اوّل است ، و لكن « 1 » از حيثيت نقص آن . و مراد از نور ثانى ، نفس كل است ، كه از او ياقوتى كه طبيعت اجسام است ، پديد شده . صافى آن سماوات ، و غليظ و كدر آن ، عناصر شده است . و هرگاه در ظواهر آثار نظرى كنى ، منافى با سياق حكما نيست . و اينكه بعضى از اشخاص ، كه ربط به جميع مسائل حكمت ندارند ، از طريقه مشاء چنين مىفهمند كه خداى تعالى همان عقل اوّل را آفريده ، عقل اوّل ايجاد ممكنات ديگر را بالاستقلال كرده . و اين راجع به مذهب مفوضه است و منافى عموم قدرت اوست تعالى . و چنين اعتقادى كفر و زندقه است . حاشا و كلّا كه حكيم چنين اعتقاد كند و حال « 2 » آن‌كه اجماع كرده‌اند بر اينكه « لا مؤثّر في الوجود إلّا اللّه » و تأثير و عليت را منحصر شمرند به مبدأ واحد ؛ و لكن ماهيتى از ماهيات ، كه بالذات مقدم باشد و اوّل واقع شود ، فيض اوّل به او مىرسد ؛ چنان‌چه اثنين لا محاله بايد قبل از ثلث و اربع پديد آيد عقلا ، و تمايز اعداد به محض مرتبهء آن‌هاست . و اگر بگويى - چنان‌چه ظاهريين گفته‌اند - كه فيض الهى به يك نهج تعلق گيرد به مراتب وجود ، و تقدم و تأخر ندارند در قبول فيض ، اخبار نبوى را چه تأويل كنى كه متجاوز از دويست حديث داله بر تقدم نور آن جناب است بر كل انوار . و هرگاه در واقع چنين نباشد ، سد باب نبوت و ترجيح انبيا شود بر امت . و تو معاينه تأثير آفتاب را
هامش
( 1 ) . ب : ليكن . ( 2 ) . ب : حاصل .
أنوار العرفان — صفحة 224 | ملا اسماعيل اسفراينى