تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار العرفان — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
در عدد مخصوصه نيست ، بلكه عقل كل محيط است بر ساير عقول سافله ، كائنا ما كان . و به شمار اجسام از فلكيات و عنصريات و كواكب و غيرها ، عقول متكثره است . « 1 » و نيز دليل بر اثبات مجردات علوى كلام بلاغت بنيان است در كتاب غرر [ و ] درر ، كه : « سئل عن العالم العلوي ، فقال عليه السّلام : صور عالية عن الموادّ ، عارية عن القوّة و الاستعداد . تجلّى لها ، فأشرقت ، و طالعها فتلألأت ، و ألقى في هويّتها مثاله ، فأظهر عنها أفعاله » . « 2 » سؤال نمودند از جناب امير المؤمنين عليه السّلام از عالم علوى ، پس فرمودند : صورت‌هايى هستند كه منزه‌اند از ماده ، و عارى مىباشند از قوه و استعداد ؛ يعنى كمالات آن‌ها بالفعل است . تجلى كرد مبدأ نور از براى آن‌ها . پس منور شدند به نور حق . و مشاهده كرد آن‌ها را . پس با تلألؤ شدند . و انداخت در آيينهء وجود آن‌ها مثال خود را . پس ظاهر كرد از آن‌ها افعال خود را . و در حديث اعرابى و در حديث كميل بن زياد از آن حضرت ، كه به خصوص [ نفس ] « 3 » وارد شده است ، دلالت بر تجرّد نفس هست ، كه - ان شاء اللّه تعالى - در مبحث نفس ناطقه مذكور خواهد شد .

نور هيجدهم در تحقيق عالم مثال و برزخ و موجودات مثاليه

جمعى كثير از حكماى اشراق و مكاشفين قائل شده‌اند به وجود عالم مثال ، كه صورت‌هاى بدون ماده در آن عالم موجودند ، لا فى مكان ؛ نظير مثل افلاطونيه كه مذكور شد . و فرق بينهما آن است كه مثل افلاطونيه انوار مجرده است و در عالم
هامش
( 1 ) . ب : هست . ( 2 ) . غرر الحكم و درر الكلم ، ج 4 ، ص 218 . ( 3 ) . ب : ندارد .