تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار العرفان — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
رب النوع است از حيثيات متكثره در عالم عقول . و بعد از ملاحظهء بعد انوار سافله از مبدأ كمال و نور صرف ، به مرور ، جهت نقص و انّيت و فقر و فاقه در مراياى وجود عقول ظهور كند . و از آن جهات ، ظلمت سجين و جهل و ساير نقايص پديد آيد . و اين مقامات را اسماء اللّه السوأى خوانند ؛ چنان‌چه حيثيت نورانيت انوار عاليه را اسماء اللّه الحسنى گويند . و الحاصل ، اجسام مستند به عقول طوليه نباشند ؛ زيرا كه هرگاه جسم كل از عقل اوّل پديد آمده باشد ، در مرتبه ، با عقل ثانى برابر باشد . و بايد علت شود از براى جسم فلك ثامن ، و هكذا . و لازم آيد فلك شمس اشرف اجسام نباشد ، به واسطهء تأخر وجود او از مرتبهء جسم كل ، به خلاف آن‌كه عقول عرضيه علّت ايجاد باشند . پس نور شمس از نور سامح باشد و انوار كواكب از غير آن ؛ چنان‌چه در اخبار نيز وارد شده است كه نور شمس يك جزء از هفتاد جزء از نور كرسى است و نور كرسى يك جزء از هفتاد جزء از نور عرش ، الخ . « 1 » و تجليات ارباب انواع در كواكب ، منشأ بروز سعادت و نحوست و ساير خواص ديگر است . و به هر كوكبى نفس مجرد تعلق دارد كه مستمد است از انوار عرضيه و افاضهء تأثيرات خود كنند بر قوابل مركبات عنصريه . و كل عقول و نفوس و كواكب و افلاك مسخرند در تحت قدرت مطلقه :
قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ
. « 2 » و اختلاف الوان عجيبه و صور غريبه و اخلاق متغايره در افراد نوع واحد ، به واسطهء تجلى رب النوع است به طور خاص در فرد خاص .
قهر و لطفى جفت شد با يكدگر * تا از او خيزد جهانى خير و شر
« 3 »
هامش
( 1 ) . توحيد ، ص 108 ، ش 3 : « الشمس جزء من سبعين جزءا من نور الكرسي ، و الكرسي جزء من سبعين جزءا من نور العرش ، و العرش جزء من سبعين جزءا من نور الحجاب ، و الحجاب جزء من سبعين جزءا من نور الستر ؛ فإن كانوا صادقين فليملؤوا أعينهم من الشمس ، ليس دونها سحاب » . ( 2 ) . نساء ( 4 ) آيهء 78 . ( 3 ) . مثنوى معنوى ، دفتر دوم ، ص 120 :قهر و لطفى جفت شد با همدگر * زاد از اين هر دو جهانى خير و شر
أنوار العرفان — صفحة 219 | ملا اسماعيل اسفراينى