مدبر عالم كون و فساد باشند . و نظرات كواكب و تأثيرات بروج و افعال سعود و نحوس ، همه در تحت فعل و قدرت او تعالى مندرج است :
وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ
. « 1 »
و به هيئتى آفريده است فلك شمس را كه منطقهء او موازى با معدل النهار نيست ، بلكه مقاطع است مر او را به دو نقطه : يكى نقطهء اعتدال ربيعى ، كه آفتاب چون به آنجا رسد و بگذرد ، در شمال معدل النهار حركت كند . و به واسطهء نزديكى او به سمت رأس در اكثر بلاد ربع مسكون ، فصل ربيع در آيد و نباتات زنده شوند و آيهء
كَذلِكَ يُحْيِ
« 2 »
اللَّهُ الْمَوْتى
« 3 » راست شود .
و بعد از رسيدن به اوّل سرطان ، كه نهايت ميل كلى است ، حرارت مفرط در هوا پيدا شده ، رطوبتى كه از هواى ربيع در امزجهء نباتات باقى مانده ، به تحليل برد و نضج دهد آنها را تا پخته شوند و انواع فواكه و اثمار و حبوبات به كمال رسيده ، حيوانات و انسان منتفع شوند .
و بعد از رسيدن آفتاب به نقطهء اعتدال خريفى ، كه اوّل ميزان است ، و گذشتن از آن ، آفتاب به سمت جنوب معدل النهار حركت نمايد و از ربع مسكون دور رود . و برودت در مزاج هوا به هم رسيده ، نباتات را پژمردگى « 4 » و افسردگى دست دهد و تو را متنبه به مردن نمايد ، تا آنكه به اوّل جدى رسد ، كه كمال دورى آفتاب است از سمت رأس . آن فصل را شتا و زمستان گويند . و در اين موسم ، زمين فرصت يافته بار گيرد و مستعد شود از براى روييدن نباتات ، تا آنكه باز به اوّل حمل رسد و از فيض باد بهار ، اراضى موات را حيات و اصل آيد و فيض روح القدس ، نسيم ربيعى عيسى ، « 5 »
هامش
( 1 ) . يس ( 36 ) آيهء 39 .
( 2 ) . الف و ب : كذلك تحى .
( 3 ) . بقرة ( 2 ) آيهء 73 .
( 4 ) . ب : پژمردگى .
( 5 ) . الف : عيساى .