تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار العرفان — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
هشت اشراق شود ، از نور سيم چهار اشراق ، و از نور دوم « 1 » دو اشراق ، و از نور اوّل يك اشراق ، و از نور الأنوار يك اشراق . و هكذا بر نور پنجم شانزده اشراق شود . و اشراق نور الأنوار را بر هر يك ، بلا واسطه نور سامح خوانند . از اين اشراقات متكثره پيدا شود عقول عرضيه ، و لكن « 2 » بالتفاوت ؛ چرا كه عقلى كه از اشراق نور سامح پديد آيد ، اشرف از ساير خواهد بود ، و قس على ذلك . و ديگر انوار سافله را نسبت به انوار عاليه ذلت و فقر و محبت پيدا شود . و انوار عاليه را نسبت به سافله ، قهر و استغنا و غلبه و استيلا پديد آيد . پس باز اشراق نور الأنوار نسبت به انوار سافله [ يك بار ] با قهر ملاحظه شود و يك بار با غنا اعتبار كنند . و باز مركب از هر سه ملاحظه نمايند . و ديگر ذلت و فقر سافل را با مشاهدهء او مر نور عالى را معتبر شمرند و يك بار محبت او را نسبت به عالى مشاهده كنند و مرتبهء ديگر ، مركب از همه اعتبار شود ، الى ما شاء اللّه جهات متكثره پيدا شود . و از هر اعتبارى نورى سانح شود در « 3 » سلسلهء انوار طوليه . اين انوار را سلسله عرضيه خوانند . و از اشراقاتى كه از نور شهود پيدا شدند ، عالم مثال بتمامه پديد آيد . و از اشراقاتى كه به انضمام ذلت و فقر انوار سافله بوده ، « 4 » جسم و جسمانيات پيدا شد . و هر نوعى از انواع مركبات عنصريه را در عالم عقول ، نورى است كه تربيت افراد آن نوع و بقاى آن ، به امداد و اشراقات اوست .
ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ
، « 5 »
وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ
« 6 » را اشاره به آن است . و
بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ
« 7 » نيز به همان ناظر است . و استجماعى كه در پاره [ اى ] از انواع هست ، مانند انسان ، به واسطهء تركيب
هامش
( 1 ) . ب : دويم . ( 2 ) . ب : ليكن . ( 3 ) . الف : و در . ( 4 ) . الف : او . ( 5 ) . نحل ( 16 ) آيهء 96 . ( 6 ) . رحمان ( 55 ) آيهء 27 . ( 7 ) . مؤمنون ( 23 ) آيهء 88 ؛ يس ( 36 ) آيهء 83 .