مشاهد است ؛ چون انقلاب آب به هوا و بالعكس ، و انقلاب نار به هوا و بالعكس . و انقلاب به عنصر غير مجاور به واسطه است . و از اينجاست كه گفتهاند كه هيولاى عناصر ، متحد بالنوع است ، به خلاف هيولاى اجسام فلكيه . و اين را كون و فساد گويند . اين بود تفصيل اجسام بسيطه بر سبيل اجمال .
نور سيزدهم در ذكر پاره [ اى ] از مركبات عنصريه
بعد از تركيب عناصر و حصول مزاج ، لا محاله حاصل شود طبيعت ثانويه ، غير از طبيعت مفردات . و مركبات من حيث الجنس منحصر است به سه قسم : معدنيات و نباتات و حيوانات . و آنها را مواليد ثلاثه گويند ؛ چنانچه عناصر را امهات اربعه ، و هفت كوكب سيار را آباى سبعه خوانند .
اما معدنيات حاصل شوند از اجتماع ادخنه و ابخره ، و انضمام اجزاى ارضيه به آنها . پس هرگاه دخان غلبه داشته باشد بر بخار ، حادث شود اشياى غير متطرق ؛ مانند زاج و كبريت و نوشادر و نمك و غيرها . و هرگاه به عكس باشد ، متكون شود اجسام متطرق ؛ چون طلا و نقره و مس و آهن و ارزيز و غيرها . و هر يك را خواص و آثارى است كه در غير آن نيست . و اخبارى كه دلالت دارد كه ملائكه مدبر اين اموراند ، منافى نيست ؛ زيرا كه دانسته شد كه هر قوه و قدرت ، كه در فواعل عديم الشعور و ذى الشعور هست ، جنود و حزب « 1 » قدرت و فعاليت اوست تعالى ، و به همين ناظر است آنچه حكما گفتهاند كه « لا مؤثّر في الوجود إلّا اللّه » . « 2 »
و بعد از معدن ، نبات است كه نمو و تغذيه و هضم و ماسكه و جاذبه و دافعه و مصوره و منميه در نفس او پيدا شود . و انواع نباتات لا تعد و لا تحصى است . و در
هامش
( 1 ) . الف : خرب .
( 2 ) . تفسير شريف لاهيجى ، ج 3 ، ص 222 ؛ شرح اشارات ، ج 3 ، ص 333 .