و در بودن شمس در بروج جنوبى ، روزها كوتاه و شبها بلندتر شود ، به واسطهء كمى و زيادتى قوس النهار و قوس الليل . و در بودن آفتاب در بروج شمالى ، برعكس ، تا آنكه « 1 » در اقليم هفتم ، در فصل شتا روز سه ساعت و شب بيست و يك ساعت شود ؛ و در صيف بالعكس .
و از آنجا گذشته و در عرض تسعين ، كه نود درجه از خط استوا دور است ، قطب شمالى به سمت رأس رسد و فلك رحوى حركت نموده ، شش ماه شب و شش ماه ديگر روز است . و در آنجا معموره نيست ؛ چرا كه از شدت سرما در زمستان زندگى نشود . و هكذا در تابستان از شدت گرما . و به همين نسبت ، هرگاه به سمت جنوب حركت شود و به عرض تسعين برسد ، همين احوال است ؛ لكن از خط استوا ، طرف جنوبى ، دريا و غير مسكون است و از شدت حرارت هوا كسى نتواند هم به آن طرف حركت كند ، به واسطهء آنكه حضيض شمس در جدى است و برج جدى در سمت جنوب خط استوا است .
و سرّ آنكه كرهء آب به سمت جنوب حركت كرده است ، بعضى گويند كه حرارت شمس جذب نموده است آب را به آن سمت ، و سمت شمال معموره است و
ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ
. « 2 » و گويند كه هرگاه حضيض آفتاب به سرطان آيد ، اين سمت كه معموره است ، به جذب آفتاب دريا شود ، و اللّه اعلم بحقيقة الحال .
و آنچه در كتاب الهى و اخبار وارد شده است ، از آنكه زمين هفت است ، كه قال اللّه تعالى :
وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ
« 3 » بنابر آنچه از حضرت امام الجن و الانس ، على بن موسى الرضا - عليه و على آبائه التّحية و الثّناء - وارد شده است ، اين است كه يك طبقهء زمين ، همين است كه بنى نوع انسان ساكناند . و طبقهء دوم « 4 » در فوق آسمان
هامش
( 1 ) . الف : آنچه .
( 2 ) . انعام ( 6 ) آيهء 96 ؛ يس ( 36 ) آيهء 38 ؛ فصلت ( 41 ) آيهء 12 .
( 3 ) . طلاق ( 65 ) آيهء 12 .
( 4 ) . ب : دويم .