تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار العرفان — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
و ربع مسكون را از مغرب به مشرق به خطوط متساويه متوازيه قسمت نموده ، هر قسمتى را اقليم گويند . و ابتدا از خط استوا نموده ، آنچه محاذى آن و نزديك به آن باشد ، اقليم اوّل شمرند . و مكهء معظمه و مدينهء مشرفه و آنچه محاذى آن‌ها است ، از مغرب تا مشرق ، اقليم دوم « 1 » است . و عراق عرب ، و پاره [ اى ] از بلاد عجم و شام و محاذيها « 2 » اقليم سيم است . و بعضى از بلاد عراق و تمام خراسان و آذربايجان و پاره [ اى ] از بلاد هند و مشرق زمين ، اقليم چهارم است . و ما وراء النهر و بعضى از بلاد روس و تركستان ، از اقليم پنجم است . و بلاد روسيه و ساير تركستان ، از اقليم ششم و هفتم است . و در خط استوا ، شمس در دو روز بر سمت رأس گذرد ، كه سايهء شاخص در اوّل زوال بالمرّه معدوم شود : يكى اوّل حمل ، و ديگرى اوّل ميزان . و پس از آن‌كه از اوّل حمل گذشت ، در شمال شاخص حركت كند تا اوّل سرطان ، كه نهايت دورى شمس است از سمت رأس ، و در آن وقت ، زمستان آن بلاد باشد . و باز در اوّل ميزان به سمت رأس گذرد . و اين موسم تابستان است در آن بلاد . و پس از آن جنوبى حركت كند تا آن‌كه به اوّل جدى رسيده ، زمستان ديگر رو دهد . و باز در اوّل حمل به سمت رأس بگذرد و تابستان شود . و در اوّل ثور و اوّل حوت و آنچه به آن‌ها نزديك شد ، بهار است . و به همين نهج ، خريف . پس شش فصل براى آن بلاد دست دهد . و در اقليم دوم « 3 » هم در بودن شمس در جوزا و اواخر آن ، به سمت رأس بگذرد ؛ لكن در اقليم سيم و چهارم و غيرهما به سمت رأس نرسد . و هر قدر به سمت شمال نزديك‌تر و از خط استوا ، كه معدل النهار است ، دور تر شود ، قطب شمالى ، كه جدى در اوست ، به سمت رأس نزديك‌تر شود .
هامش
( 1 ) . ب : دويم . ( 2 ) . الف و ب : ما حاذيها . ( 3 ) . ب : دويم .
أنوار العرفان — صفحة 206 | ملا اسماعيل اسفراينى