تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار العرفان — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥

نور دوازدهم در بيان عالم كون و فساد ، و طبقات ارض ، و آنچه متعلق به آن باشد

بدان كه در تحت كرهء فلك قمر ، چهار عنصر قائل شده‌اند كه اصل و مادهء مركبات است ؛ به علت آن‌كه در مزاج مركبات تامه ، چهار كيفيت ملاحظه شده : حرارت و يبوست و رطوبت و برودت . حرارت و برودت از كيفيات فعليه ، و آن هر دوى ديگرى از كيفيات انفعاليه است . و وجود چهار كيفيت مختلف در جسم مركب ، دليل است بر وجود چهار عنصر . و چون تركيب موقوف بر حصول مزاج است ، و مزاج حاصل نمىشود مگر اينكه فعل و انفعال از هر يك در ديگرى محقق باشد ، كه هر عنصرى از يك جهت فاعل و از يك جهت منفعل باشد ، كه سورت يكديگر را شكسته و مزاج حاصل شود ، پس بايد در هر عنصرى دو كيفيت باشد : يكى فعليه و ديگرى انفعاليه ، كه به كيفيت فعليه مؤثر و به كيفيت منفعله متأثر باشد . لهذا بايد عنصرى گرم و خشك ، و عنصرى سرد و خشك ، و ديگرى گرم و تر ، و ديگرى سرد و تر باشد . اوّل را نار گويند و به واسطهء خفت ، مكان طبيعى او فوق عناصر ديگر است در تحت فلك قمر . و بعد از آن هوا است . كه گرم و تر است . و بعد از آن آب است ، كه سرد و تر است ؛ و بعد از آن كرهء خاك است ، كه سرد و خشك است و مكان طبيعى او مركز عالم است . و دور كرهء خاك ، كه بر منطقه او حركت شود ، هشت هزار فرسنگ و چيزى زياده تحديد شده است . و قطر آن دو هزار و چيزى زياده است . و يك ربع از كرهء مزبور مسكون و معمور است و سه ربع ديگر ، درياها و جبل و اراضى عرض تسعين و غيرها است ، كه امكان عمارت ندارد .
أنوار العرفان — صفحة 205 | ملا اسماعيل اسفراينى