بدن باشد و كواكب سياره مستمد از او باشند . اگر چه در فوق واقع باشند . و آفتاب سلطان كواكب است .
و حركت فلك قمر در بيست [ و ] « 1 » هشت روز يك بار است ، و زحل كه اعلى همه است ، در سى سال ، و باقى متفاوتند در حركات ؛ چنانچه در هيئت بيان شده است .
و بعد از آن ملاحظه نموده حركات كواكب را با يكديگر متفق ، و با سيارات مختلف يافتند ، كه در مدّت بيست و پنج هزار سال ، بنابر مشهور ، يك دوره حركت دارند . و قولى هشتاد هزار سال است . پس گفتند : ناچار است كه تمام آنها در فلك خاص باشند . و آن فلك هم فوق افلاك سبعه باشد ، به جهت بطوء حركت آن ، و سرعت حركت آنها . و اين را فلك هشتم و كرسى خوانند .
ظاهر اين قول ، منافى با ظاهر قرآن است كه مىفرمايد :
إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ
. « 2 » و مىتوان گفت كه چون جسم آسمان دنيا لطيف است و حاجب ما ورا نيست ، پس كواكب مركوزه در فلك هشتم از او مىنمايد ، گويا كه در اوست . و اگر به اضافه قرائت شود ، چنانچه قرائت حفص است ، معنا آن مىشود كه ما زينت داديم آسمان دنيا را به زينت ستارهها . « 3 » و مىشود كه زينت ستاره « 4 » در آن باشد ، و حال آنكه آن ستارهها « 5 » در آسمان هشتم باشند . هرچند در قرائت ديگر ، همين معنا اراده تواند شد . و اگر به ظاهر حمل شود ، بايد آسمان ثوابت را تحت فلك قمر قائل شد .
و راه استبعاد بطوء حركت در آسمان فرودتر ، بىوجه است ؛ چرا كه فلك اعظم با آنكه حاوى است بر همهء افلاك و بزرگتر است ، در شبانه روزى يك دوره قطع نمايد . و موافق قاعدهء مزبور بايستى ابطاء از همهء افلاك باشد .
هامش
( 1 ) . ب : ندارد .
( 2 ) . صافات ( 37 ) آيهء 6 .
( 3 ) . الف و ب : ستارها .
( 4 ) . ب : ستارها .
( 5 ) . الف و ب : ستارها .