همسر وى خانم كربلايى شمسى ، دختر محمد ارباب سبزوارى است كه هماكنون موقوفاتى در اسفراين دارد . همسر دوم وى زنى از كردهاى بجنوردى بوده ، و سرانجام در اواخر عمر خود ، دوشيزهء هيجده سالهاى را از اهالى « خوش » به همسرى برمىگزيند .
از عارف تنها دو فرزند گزارش شده است : يك پسر و يك دختر ، كه متأسفانه هر دو پيش از فوت پدر از دنيا رفتهاند .
عارف در يك تركيب بند ، مرگ فرزند ناكام خود را چنين توصيف مىكند :
به هر دمى رسدم از قضا بلاى دگر * به هر زمان كندم آسمان جفاى دگر
هر آن بلا كه ز گردون نزول كرد نبود * به غير جان منش جايگه به جاى دگر
فغان كه يك دل و صد درد ابتلا دارم * هزاران ماتم و يك جان مبتلا دارم
و سرودهء خود را چنين به پايان مىرساند :
نظارهها كن كه عروس تو اشك بار بود * ز هجر ، صبح نشاطش چو شام تار بود
ملّا اسماعيل به چند لقب شهرت يافته است . گاه او را اسفراينى خواندهاند ، از آن رو كه ساكن اسفراين بوده است ، كه بهترين شاهد بر اين شهرت ، كلام خود عارف در آغاز اين رساله ( انوار العرفان ) است . او به روئينى نيز اشتهار داشته ، به اين علت كه خاستگاه اصلىاش روستاى روئين از توابع اسفراين بوده است ، همان روستايى كه پدرش ، ملّا قربان على آنجا را براى سكونت برگزيد . او به لقب بجنوردى نيز خوانده شده است ، به علت مجاورت اسفراين با بجنورد و فراگيرى نام بجنورد بر مناطقى از شهر اسفراين ، و شايد اين عنوان ، بيش از ديگر عناوين ، در شهرت ملّا اسماعيل تأثير داشته است .
عارف همچنين به لقب ميانآبادى نيز شهرت داشته است ، زيرا « ميانآباد » نام محلهء مركزى شهر اسفراين بوده است « 1 » . با توجه به همين مطلب است كه سيدنا الاستاد در آغاز
هامش
( 1 ) . توضيح آن كه شهر كهن اسفراين در سال 1004 ( شاها مدام بوم گريزد ز شاهباز ) به دست عبد المؤمن ازبك فرزند