تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار العرفان — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
ملّا قربان على داراى چهار پسر و يك دختر به نام‌هاى ملّا اسماعيل ، ملّا عبد المجيد « 1 » ، ملّا عبد الرحيم ، رضا سرّ العيان « 2 » و حاجيه بىبى خانم بوده است . از اين پنج نفر ، بجز ملّا عبد الرحيم كه خطاط است ، بقيه در شعر و ادب دستى توانا داشته‌اند . عبد اللّه سرّ العيان در ساقى نامه‌اى ، چنين سروده است :
بيا ساقى و جام ياقوت را * زمرد بريز و بده قوت را
الا مطربا ساز و طنبور كن * دل اهل محفل پر از نور كن
بيا مطربا ارغنون ساز كن * از آن پرده‌هاى دلم باز كن
و آن را با اين بيت به پايان مىبرد :
چو اين نظم را نيست نام و نشان * بگويش كه بر گفت سرّ العيان
بىبى خانم ، كه از زنان فاضله اسفراين بوده است ، در سوگ برادرش عبد المجيد ، كه با داشتن دو فرزند در جوانى دار فانى را وداع كرد ، چنين مىسرايد :
ياد آيدم ز سرو ، قد دلرباى تو * دل خون شد ، ز ديده برآيد براى تو
بودى كليم وار به كوى حق آشنا * گويا نمود طور ، تجلى براى تو
و آن را چنين به پايان مىبرد :
بنگر بنفشه سر به سر زانوى غم است * از هجر سبزه خط عنبرمساى تو
راه اميد من به جهان گشت ناپديد * چون شد به سر خاك ، مكان و سراى تو
ملّا قربان على در سال 1248 قمرى از دنيا رفته ، و در امام زاده اسحاق روئين مدفون گرديد . بر سنگ مزار وى قطعه شعرى سرودهء ملّا اسماعيل موجود است كه اشاره به تاريخ و زمان فوت پدر دارد .
زبدهء اهل خرد ، قربان على * آن كه روشن شد جهان از رأى وى
هامش
( 1 ) . متوفاى 1267 قمرى . ( 2 ) . رضا منشى ملّا يوسف هزاره حاكم دست‌نشاندهء ناصر الدين شاه قاجار است . به نظر ، او كوچك‌ترين فرزند ملّا قربان على است .
أنوار العرفان — صفحة 18 | ملا اسماعيل اسفراينى