تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار العرفان — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩
چون سراى عالم فانى نبود * در حقيقت منزل و مأواى وى
رخت سوى بزم عليين كشيد * تا بپوشد خلعت ديباى وى
شد ز روى شوق ، قربان على * تا بفريادش رسد مولاى وى
كلك عارف ، سال تاريخش نوشت * بزم رضوان باد اين دم جاى وى

زندگىنامه

استاد فرزانه ، علّامه سيد جلال الدين آشتيانى در مقدمهء خود بر رسائل مرحوم سبزوارى ، در معرفى اين دانشمند گران‌مايه چنين مىنويسند : مرحوم جامع معقول و منقول ، حاج شيخ ملّا اسماعيل عارف بجنوردى ، ايّامى كه حكيم در مشهد تدريس مىكرد ، مدّت چند سال به درس او حاضر شده است . سؤالات ملّا اسماعيل عارف از حكيم ، مفصل‌ترين سؤال‌ها است و حكيم نيز به اين مسائل ، مفصل جواب فرموده است . ملّا اسماعيل مدّتى در مشهد و مدّتى در بجنورد اقامت داشت . حكيم ، او را شاگرد خطاب نمىكند . فقط در يك جا از او به « قرة عينى » تعبير نموده است و به او اهميت زيادى داده و مورد توجه حكيم بوده است . ملّا اسماعيل در مسائل مختلف اعتقادى سؤالاتى نموده است كه سؤال و جواب ، هر دو نافع است . اى كاش از اين قبيل سؤالات ، ديگران هم از حكيم مىنمودند . همين سؤالات است كه منشأ جواب‌هاى تحقيقى و سبب به وجود آمدن اين آثار با ارزش ، كه از ذخاير مهم علمى به شمار مىرود ، شده است . از احوالات اين سؤال‌كننده نيز اطلاع كافى و تحقيقى در دست نداريم « 1 » . همان گونه كه استاد مرقوم داشته‌اند ، از زندگى اين دانشمند گران‌مايه اطلاع چندان زيادى در دست نداريم ؛ ولى همين قدر مىدانيم كه وى سه همسر اختيار كرده است . اوّلين
هامش
( 1 ) . رسائل حكيم سبزوارى ، مقدمهء استاد آشتيانى ، ص 128 .