و خط يا مستقيم است يا منحنى . مستقيم آن است كه جميع نقاط مفروضه بر آن برابر باشند ، و منحنى بر خلاف آن است . پس اگر سطحى را احاطه كند چهار خط مستقيم ، آن را مربع گويند . و اگر سه و پنج و شش و زياده احاطه كند ، آن را مخمس و مثلث و مسدس [ و مسبع و مثمن ] « 1 » خوانند .
و اگر خط منحنى احاطه كند سطح را ، آن خط را دايره و محيط ، و آن سطح را مستدير و محاط خوانند . و نقطهء وسط ، كه نسبت او به تمام اطراف به يك نهج است ، آن را مركز گويند . و هرگاه سطح مستدير احاطه كند جسم را ، آن را كره گويند . و هرگاه جسم كروى حركت كند به حركت وضعى ، در دو طرف آن ، دو نقطه باشد كه ساكن باشند ، آن دو نقطه را قطب گويند . و در وسط آن ، دايره رسم شود ، كه اعظم دواير مفروضهء بر آن كره است ، آن را منطقه خوانند . و سطح اعلاى كره را محدب ، و اسفل آن را مقعر گويند .
پس مىگويم « 2 » كه اختلاف كردهاند كه جسم طبيعى ، كه موضوع جسم تعليمى است ، آيا بسيط است يا مركب ؟
اشراقيين از حكما گفتهاند : حقيقت جسم ، همان صورت جسميه است . و صورت نوعيه ، عرضى است كه عارض مىشود آن را . پس از آن حيثيت كه اتصال واحد است ، آن را جسم گويند . و از اين حيثيت كه معروض صورت نوعيه است ، مثل صورت مايى و هوايى و نارى و ارضى ، آن را هيولى خوانند . پس بنابراين ، حقيقت جسم امرى است بسيط و اصلا تركيب خارجى در او نيست .
و مشائين و متكلمين قائل شدهاند به تركيب جسم در خارج . طايفهء اوّل گفتهاند كه جسم مركب است از دو چيز : يكى را هيولى گويند كه محل است ، و ديگر صورت جسميه كه حال است . و تحقيق معناى هيولى در مبحث آتيه - ان شاء اللّه تعالى - به وضوح مىرسد .
هامش
( 1 ) . ب : و غيرها .
( 2 ) . ب : مىگوييم .