اين سخن را در نيابد هيچ فهم ظاهرى * گر ابو نصرستى و گر بو على سيناستى
« 1 »
نور سيزدهم در سمع و بصر و ادراك او تعالى
اتصاف ذات الهى به صفت سمع و بصر ، در قرآن مجيد زياده از حد تقرير است .
حكما گويند : سمع و بصر او تعالى راجع است به علم به مسموعات و مبصرات . و بعضى گويند : صفتى است سواى علم ؛ چنانچه تفرقه است در بين علم ما به چيزى و در ديدن ما مر آن چيز را ، و همچنين در شنيدن . و لكن در حق تعالى ، مراد از سمع و بصر ، انكشاف تام است مبصرات و مسموعات را در نزد او تعالى ، و راجع است به علم ذاتى ازلى . و از آن مقام ، فرودتر آمده ، مىبيند حق تعالى به چشم هر بيننده ، و گوش هر شنونده ؛ چنانچه در متكلم دانستى . پس هيچ چشمى بدون بينايى حق نبيند ، « 2 » و هيچ گوشى بدون شنوايى او نشنود . مر او را است بصر مطلق و سمع كلى .
و اشاره است به اين معنا آنچه سيد سجاد عليه السّلام در دعاى سحر مىگويد : « ربّ بك عرفتك » . « 3 » هم به چشم يار بينم يار را . اوست در هر سو حاضر ، « 4 » و بر هر كس ناظر . فهو النّاظر و هو المنظور .
و ادراك عبارت از علم به امور جزئيه است ، به مشاهده و غيره . حكما گويند : عالم است به جزئيات متغيرهء متجدده به طور كليت ، كه قابل تغير نباشد . و مراد از كلى بودن
هامش
( 1 ) . آتشكدهء آذر ، بخش دوم ، ص 794 :چرخ با اين اختران ، نغز و خوش و زيباستى * صورتى در زير دارد آنچه در بالاستىصورت زيرين اگر با نردبان معرفت * بر رود بالا ، همان با اصل خود يكتاستىاين سخن را در نيابد هيچ فهم ظاهرى * گر ابو نصرستى و گر بو على سيناستى( 2 ) . ب : نه بيند .
( 3 ) . اقبال ، ص 67 .
( 4 ) . الف : حاظر .