اما در ظاهر ، كلام اللّه به اين معناى است كه هرگاه ارادهء ازلى تعلق گيرد « 1 » در هر جا و در هر مكان كه خواهد ، ايجاد كند الفاظ مسموعه را . و آن الفاظ قائمند [ به هوا ] « 2 » قيام عروض ، و قائمند به فعل اللّه به قيام صدور ؛ چنانچه متكلم در ظاهر آن را گويند كه صادر شود از او كلام ، نه آنكه قائم باشد به او كلام .
و به تقرير ديگر ، متكلم است حق تعالى به تكلم هر متكلم ؛ زيرا كه هر متكلم به قوهء تكلم او سخن گويد و با هر زبانى هست .
روا باشد أنا اللّه « 3 » از درختى * چرا نبود روا از نيكبختى
« 4 » و حديث « أنا لسان اللّه النّاطق » « 5 » اشاره به اين است .
و در باطن و مذاق تحقيق ، كلمة اللّه و كلام اللّه عبارت از چيزى است كه دلالت كند بر وجود او يا قدرت يا علم يا صفت ديگر از صفات كماليهء او . و يك مقام تكلم و كلام مرتبهء ذات او است ، كه دليل است بر ذات خود و بر غير خود ، كه « يا من دلّ على ذاته بذاته » . « 6 » و اين دلالت نه دلالت وضعيهء لفظيه است ، بلكه دلالت ذاتيهء واقعيه است . و مقام پس از آن ، مقام فعل او است ، كه دليل است بر ذات . و بعد از آن ، موجودات مقيده است من الذرة الى الذرة . و از اينجا است كه فرمودند « نحن الكلمات التّامات و الأسماء الحسنى » « 7 » .
پس تمام موجودات ، من الأزل الى الأبد ، من الواجب و الممكن و القديم و
هامش
( 1 ) . الف : كرد .
( 2 ) . الف : ندارد .
( 3 ) . مصدر : الحق .
( 4 ) . شرح گلشن راز ، ص 316 .
( 5 ) . مضمون اين حديث به شكلهاى گوناگون نقل شده است ؛ چون : « أنا كتاب اللّه الناطق » ، « أنا كلام اللّه الناطق » و « أنا لسان اللّه الصادق » . ر . ك : وافى ، ج 2 ، ص 272 ؛ بحار الأنوار ، ج 82 ، ص 199 ؛ مرآة العقول ، ج 2 ، ص 318 و عوالم العلوم ، ج 14 ، ص 217 .
( 6 ) . كلمات مكنونة ، ص 12 .
( 7 ) . بحار الأنوار ، ج 25 ، ص 5 ، ش 6 و 7 : عن أبي جعفر عليه السّلام قال : « إنّ اللّه تعالى خلق أربعة عشر نورا من نور عظمته . . . نحن الأسماء الحسنى الّتي لا يقبل اللّه من العباد عملا إلّا بمعرفتنا ، و نحن و اللّه الكلمات الّتي تلقّاها آدم من ربّه فتاب عليه . . . » .