و بعضى از ايشان گفتهاند كه كراهت در خداى تعالى نهى او است از منهيات ، و اراده امر او است به مأمورات .
و در حدوث و قدم اراده اختلاف است بين اشاعره و معتزله . و بر فرض حدوث ، اختلاف كردهاند در قيام اراده به ذات ما « 1 » لا في محل .
نور دوازدهم در معناى تكلم و كلام خداى تعالى ، و قدم و حدوث آن
شك نيست در اتصاف ذات مبدأ تعالى به صفت تكلم به مقتضاى آيات و اخبار و اجماع ؛ كما قال اللّه تعالى :
وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكْلِيماً
. « 2 »
و كلام در لغت به معناى لفظى است كه مشعر ما في الضمير باشد . و وجود و ايجاد لفظ ، موقوف به لسان و جارحه و هواست . « 3 » و بايد لا محاله تجدد و حدوث در آن باشد ، و حرف اوّل فانى شده ، « 4 » حرف دوم « 5 » موجود شود ؛ چون اجزاى زمان كه غير قارّ الذات است . پس شك نيست در حدوث كلام به اين معنا .
و آنچه اشاعره گفتهاند كه كلام نفسى است ، اگر اراده كردهاند معانى الفاظ را ، راجع است به علم ، و علم قديم است در ذات بارى تعالى . و اگر اراده كردهاند معناى ديگر را ، غير معقول است . پس قول به قدم كلام اللّه و مصاحف - چنانچه اشاعره و غيرهم گفتهاند - غير معقول است . آن بهتر كه اعراض كنيم از ذكر اقوال معتزله و اشاعره و كرّاميه و غيرهم ، و ذكر كنيم شمّه [ اى ] از [ معناى ] « 6 » كلام اللّه به مذاق اهل تحقيق .
هامش
( 1 ) . ب : يا .
( 2 ) . نساء ( 4 ) آيهء 164 .
( 3 ) . الف : هوا .
( 4 ) . الف : نشده .
( 5 ) . ب : دويم .
( 6 ) . ب : ندارد .