تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار العرفان — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
و قال ، و مشاهده مىنمايى قدرت حق و ساير صفات كاملهء او را در هر موجودى ، كه
فَأَيْنَما
« 1 »
تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ
« 2 » و معاينه مىنگرى كه در متن واقع و حاق نفس الأمر ، مؤثر بالذات و قادر على الاطلاق يكى است و اختيار انسان و غيره فروع و عكوس اختيار حقيقى او است . پس كجا است جبر و حال آن‌كه نور اختيار مطلقه پرتو انداخته است بر تمام موجودات . و كجا است تفويض و حال آن‌كه تأثير بالذات برداشته شده است از عالم امكان . فرد :
ذات نايافته از هستى بخش * كى « 3 » تواند كه شود « 4 » هستىبخش
« 5 » از اين جهت كه تويى ، هيچ نيستى و منشأ اثر نتوانى بود . و از اين جهت كه قدرت و اختيار حق بر وجود تو تابش دارد ، هرچه گويى هستى . پس تمام جنگ و جدال ارباب قيل و قال ، كه از عالم حال خبر ندارند ، مصالحه شد به قول جناب امام عليه السّلام كه « لا جبر و لا تفويض بل أمر بين الأمرين » . « 6 » و ظاهر شد معناى حديث « أنا أولى بحسناتك منك ، و أنت أولى بسيّئاتك منّي » ؛ « 7 » يعنى من اولايم به حسنات تو از تو ، و تو اولايى به « 8 » گناهان خود از من ؛ زيرا كه خيرات مستند است به مبدأ خير بالذات ، و شرور بالعرض ؛ چنان‌چه در مثل آفتاب و سايه روشن آمد . و سيئات از لوازم نفس خبيث و طبيعت خسيس است . و اين‌ها راجع‌اند به ماهيت ، و حسنات از لوازم عقل و علم است ، و آن‌ها راجع‌اند به وجود . و وجود فعل اللّه است اولا و بالذات . و شريت معاصى مستند است به خواهش نفسانى . و با قطع نظر از آن حيثيت ، جهت موجود بودن آن افعال خير است .
هامش
( 1 ) . الف و ب : أينما . ( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 115 . ( 3 ) . مصدر : چون . . . بود . ( 4 ) . ب : تواند شدن كه شدن . ( 5 ) . جامى ، هفت اورنگ ، مثنوى در استدلال بر وجود پروردگار . ( 6 ) . احتجاج ، ص 414 . ( 7 ) . كشف الغمة ، ج 2 ، ص 289 ؛ قرب الاسناد ، ص 151 . ( 8 ) . ب : بسيئات و .
أنوار العرفان — صفحة 154 | ملا اسماعيل اسفراينى