تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار العرفان — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
و از نفوس كليه افاضه شود صور علوم بر اجرام سماوى . و از سماء ، كليت و بساطت ، به اراضى جزئيت و تركيب و صورت تنزل نموده ، قابل تغيير و تبديل شود ؛ چون صور جزئيه كه در خيال ما مصور شود ؛ مثلا ملائكهء جزئيه ، كه در تحت نفس كل مشغول تدبير امورند ، پس از آن‌كه سبب چيزى را ملاحظه كنند در عالم ظاهر ، حكم كنند به وقوع آن ، و در الواح نفوس جزئيهء ايشان نقش پذيرد ، كه البته واقع مىشود . و بعد از آن مطلع شوند بر امرى كه مانع است وقوع آن را ، محو شود نقش اوّل و ثابت شود نقش ديگر ، و حكم كنند به عدم وقوع آن ؛ مثل آن‌كه زيد به واسطهء قطع صلهء رحم محكوم شد به كوتاهى عمر ، بعد از رفع اين سبب ، حكم شد به طول عمر او . يا آن‌كه اسباب موت زيد به نظر آمده ، حكم شد به موت او ، و مطلع نبودند بر تصدق دادن او . پس از آن حكم شد به عدم موت او . و اين علم را لوح محو و اثبات گويند ؛ كما قال اللّه تعالى :
يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ
؛ « 1 » محو مىكند آنچه را خواهد ، و ثابت مىكند آنچه را خواهد ، و نزد او است لوح محفوظ كه ام الكتاب است . و اين است معناى « بدا » كه ضرورى مذهب شيعه است ، و الا در علم ذاتى خداى تعالى تغيير نيست . و فى الحقيقه بدا و تغيير ، از چندين مرتبه از علوم خداى تعالى مؤخر است ، و در مقام علم ملائكه است كه مدبر عالم اجسام‌اند . و علوم كليهء سابقه را قضا خوانند . و علم « 2 » ديگر ، كه لوح محو و اثبات است ، قدر گويند . و هر چيز كه در عالم كون و فساد واقع شود ، مسبوق است به قضا و قدر . و علم حق تعالى فعلى است نه انفعالى . و اين مستلزم جبر و نفى اختيار نيست ؛ چنان‌چه در تحقيق مسألهء امر بين الأمرين و نفى جبر و تفويض روشن خواهد گشت ، ان شاء اللّه تعالى .
هامش
( 1 ) . رعد ( 13 ) آيهء 39 . ( 2 ) . الف : اين علم .