نمىشود ، و راجع است به مذهب دهريين كه مبدأ عالم را طبيعت عديم الشعور دانند .
و دانستى كه علم شىء به نفس ، عين ذات آن شىء است .
و بعضى گفتهاند كه علم به افعال خود ندارد . و ظاهر اين است كه مرادشان اين است كه علم ازلى ندارد ؛ چونكه معلومات حادثند و علم بدون معلوم صورت نپذيرد ؛ لكن بعد از ايجاد علم دارد . و بر تو روشن خواهد گشت كه علم قديم است با آنكه معلوم حادث است .
و جمعى گفتهاند : « 1 » علم دارد به افعال خود ، به علمى كه عين ذات او است . و جمعى گفتهاند : « 2 » علم او غير ذات او است . باز جمعى گفتهاند : « 3 » منفصل است از ذات او ، و تقرر و ثبوت دارند صور معلومات او ، كه ماهياتند در مرتبهء خود . و اين مذهب معتزله است . و دانستى كه ماهيات بىوجود ، ثبوت و تقرر ندارند .
و صوفيه گفتهاند « 4 » كه ماهيات اشيا قبل از ايجاد ، ثبوت علمى دارند و لوازم اسما و صفاتند . و اين هم سخيف است ؛ به علت لزوم ثبوت ماهيت بلا وجود .
و افلاطون الهى قائل است كه صور منفصله از ذات ، قائمند بأنفسها ، و علم واجب تعالى به حضور صور است از براى او . و اين مذهب هم مستلزم خالى بودن ذات حق است بذاته از علم .
و جمع ديگر گفتند كه آن صور قائم است به عقل اوّل . و عقل با صور حالّهء در آن ، حاضر است در نزد او تعالى . و بحث اوّل وارد است .
و بعضى گفتهاند « 5 » كه علم مبدأ تعالى به اشيا ، عين ايجاد او است اشيا را . و اين مذهب شيخ اشراق است . « 6 » و از پاره [ اى ] تحقيقات محقق طوسى رحمه اللّه ترجيح اين مذهب ظاهر مىشود ؛ و وارد مىشود بر اين مذهب ، خالى بودن ذات قديم تعالى از
هامش
( 1 ) . الف : گفتند .
( 2 ) . الف : گفتند .
( 3 ) . الف : گفتند .
( 4 ) . الف : گفتند .
( 5 ) . الف : گفتند .
( 6 ) . مجموعه مصنفات شيخ اشراق ، ج 2 ، ص 150 .