ديگر آنكه ذات اقدس مبدأ تعالى تام الفاعليه است ، هرگاه به واسطهء امر خارج ، كه علت غايى است ، فاعل شود ، پس بذاته ناقص الفاعليه خواهد بود .
ديگر آنكه واجب الوجود مىخواهد ذات خود را با تمام حيثيات كماليه . و از كمالات اوست فاعليت و مصدر بودن او افعال او را . پس مىخواهد افعال خود را [ نه ] « 1 » لذاتها ، بلكه از اين جهت كه از او صادر شوند . و نيست مقصود بالذات مگر ذات يگانه او تعالى .
پس ، از اين تقريرات روشن گشت كه منظور و مقصود از آيه و حديث مزبور ، كه دلالت كردند بر اينكه معروف بودن ذات او تعالى منظور است ، راجع است به اينكه واجب الوجود مىخواهد ذات و كمالات ذاتيهء خود را . و از كمالات ذاتيهء او است قدرت تامه و رحمت واسعهء وجود على الاطلاق . و اين صفات لازم دارند ايجاد خلق را . و مترتب مىشود بر ايجاد خلق ، معروف شدن ذات او تعالى .
پس ذات حق ، فاعل گرديد افعال خود را براى ذات خود و نخواست مگر ذات خود و كمالات ذات خود را . فهو الأوّل و هو الآخر . هرگاه تشنه باشى و بخواهى سيراب شدن را ، پس سيراب شدن كه متصور تو بود ، تو را وامىدارد بر آب خوردن ، كه سيراب شوى . پس علت غايى ، متحد شد با علت فاعلى .
و به خاطر « 2 » فاتر رسيد كه هرگاه علت غايى افعال او تعالى ، سواى ذات اقدس باشد ، متناهى خواهد بود . و از اينجا لازم آيد تناهى فيض . و حال آنكه فرموده است :
كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ
. « 3 » پس بايد علت غايى ، عين ذات اقدس باشد . و ذات اقدس او تعالى را شئونات غير متناهى است . و عدم تناهى علت غايى ، كه ذات و صفات او تعالى است ، لازم دارد فاعليت و افاضهء غير متناهى را ، و هو المطلوب . و عليك بالتّأمل ، فاحفظ و اغتنم .
هامش
( 1 ) . ب : ندارد .
( 2 ) . ب : خواطر .
( 3 ) . رحمان ( 55 ) آيهء 29 .