افعال اللّه مترتب است ، و غرض و قصد از فاعليت ، معروفيت ذات و صفات كاملهء اوست تعالى . قال اللّه تعالى :
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
« 1 » اى ليعرفون ؛ « 2 » يعنى نيافريدم جن و انس را مگر از براى معرفت خود ، كه مرا بشناسند .
و در حديث وارد شده است كه :
« كنت كنزا مخفيّا فأحببت أن أعرف ، فخلقت الخلق لكي أعرف » ؛ « 3 »
بودم گنج مخفى ، پس دوست داشتم كه شناخته شوم ، پس خلق كردم مخلوق را تا آنكه شناخته شوم .
و حديث « لولاك ما خلقت الأفلاك » « 4 » مشهور است . و چون وجود جناب خاتم صلّى اللّه عليه و آله اكمل موجودات و اتم مظاهر است ، چنانچه فرموده است : « من رآني فقد رأى اللّه » ؛ « 5 » يعنى كسى كه مرا ديد ، به درستى كه خدا را ديد . پس برگشت اين حديث هم به معرفت ذات و صفات است . و استكمال نفوس ، به معرفت اللّه خواهد بود ، كه مايهء سعادت ابدى است .
و همانچه بر تقرير متكلمين وارد مىشد ، بعينه وارد مىآيد . پس لهذا جمعى نفى غرض و غايت از افعال اللّه نمودهاند . و جماعتى از حكما گفتهاند كه غايت فعل مبدأ تعالى نيست مگر ذات اقدس او تعالى ؛ زيرا كه غايت فعل بايد اشرف از فعل باشد .
و شيخ الرئيس ابو على سينا در تعليقات مىفرمايد دليلى ، كه حاصلش اين است كه هرگاه انسانى بشناسد كمالى را كه عين ذات واجب الوجود است ، بعد از آن ، نظم دهد امورى را كه مترتب بر ذات واجب تعالى است ، به همان ترتيبى كه بر ابلغ نظام
هامش
( 1 ) . ذاريات ( 51 ) آيهء 54 .
( 2 ) . روض الجنان ، ص 155 ؛ تفسير القرآن الكريم ، ج 6 ، ص 155 .
( 3 ) . مشارق انوار اليقين ، ص 27 .
( 4 ) . مناقب ، ج 1 ، ص 217 ؛ تأويل الآيات ، ص 430 و مولد النبي صلّى اللّه عليه و آله ، ص 5 .
( 5 ) . مسند احمد ، ج 2 ، ص 261 .