نور بيست [ و ] « 1 » سيم در بيان معناى قوه و فعل و اطلاقات آن
بدان كه لفظ « قوه » اطلاق شود بر مقابل فعل ؛ مانند آنكه گويند : « هيولى امرى است بالقوه » . و نيز اطلاق شود بر معنايى كه مقابل ضعف است و به اين معنا اطلاق شود بر واجب الوجود ؛ چنانچه وارد شده است كه « كان قويّا قبل ايجاد العلم و العلّة » « 2 » و « يا قوىّ ذا البطش الشّديد » « 3 » و به همين معنا است كلام حكما كه « هو فوق ما لايتناهى قوّة » « 4 » اگر چه به معناى قدرت هم در اين اطلاق صحيح است . و ديگر اطلاق شود بر معنايى كه منشأ تغيير شود در چيز ديگر ، يا به انفعال ؛ چون هيولاى افلاك كه قابل است از براى حركت وضعيهء بالفعل ؛ چون قواى روح حيوانى ؛ مانند هاضمه و مصوره و دافعه و غيرها .
و قوهء فاعله هرگاه عديم الشعور به فعل خود باشد ، آن را قوهء طبيعيه گويند ؛ چون ميل طبيعى كه در اجسام به حركات خاصه هست ، و چون قواى نفس نباتى . و هرگاه با شعور باشد ، آن را قدرت گويند . و در قدرت شرط نيست معيت با فعل - چنانچه اشاعره گفتهاند - بلكه قدرت ، بودن فاعل است به حيثيتى كه هرگاه بخواهد بكند ، بكند و هرگاه نخواهد ، نكند . و اين معنا قبل از فعل نيز حاصل است فاعل را ، و تمام انحاى تأثير و قوهء فاعله ، كه در هر فاعلى هست ، فروع و عكوس قوهء فاعليهء او است تعالى . پس هيچ چيز حركت نتواند كرد بدون فاعليت و قوهء او تعالى ، و لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلىّ العظيم [ فرد : ] « 5 »
هامش
( 1 ) . ب : ندارد .
( 2 ) . چنين عبارتى را نيافتم .
( 3 ) . چنين عبارتى را نيافتم ؛ ولى براى آن نظايرى هست ؛ چون : « يا قاهر ذا البطش الشديد » ، « و ما أنكر ما لديه من الأنكال و الجحيم و العزّة و القدرة و البطش الشديد » ، « يا ذا القوّة و القدرة ، و يا ذا المحال الشديد » . ر . ك :
مصباح المتهجد ، ص 602 ؛ تحف العقول ، ص 169 ؛ شرح الاخبار ، ص 303 .
( 4 ) . شرح منظومه ، ج 2 ، ص 84 .
( 5 ) . ب : ندارد .