اين مقام - ان شاء اللّه تعالى - در مسألهء معاد و حشر جسمانى به وضوح خواهد رسيد .
و بايد دانسته شود كه تركيب بين ماده و صورت ، آيا تركيب اتحادى است يا انضمامى ؟ متقدمين قائل شدهاند به تركيب انضمامى ، و بعضى از متأخرين تركيب اتحادى مىدانند ؛ به اين معنا كه هر دو به يك وجود در خارج موجودند ؛ چنانچه سابق بر اين ، در مسألهء اصالت وجود و ماهيت اشاره شده ؛ اگر چه صورت بدون ماده نيز تواند وجود داشته باشد ؛ چون صورت مثاليه ، و هيولى نيز تواند بدون اين صورت خاص موجود باشد ؛ چنانچه قبل از اين صورت ، به تحصل صورت ديگر موجود بود .
پس مراد از اتحاد ، اتحاد در وجود است در حال مصاحبت نه مطلقا . و مراد از تغاير ، اثنينيت در حال انفكاك است . و بعد از تحقيق اينكه شيئيت و تحصل هر چيز به صورت آن چيز است ، ظاهر مىشود اصالت وجود و اعتباريت ماهيت ؛ زيرا كه نيست ماهيت نسبت به وجود ، مگر چون نسبت جنس به فصل كما لا يخفى . و تحصل او نيست مگر به ملاحظهء وجود .
و از اينجا ظاهر مىشود نيز كه مشخّص هر چيز نيز وجود است ، و انضمام ماهيات كليه به شىء ، مفيد تعيّن و تشخّص شىء نمىشود . پس حقيقت وجود ، در مرتبهء وجود حق ، متشخّص و متعيّن است بذاته و حقيقته . و در مرتبهء مجردات ، اگر چه بذاته تعيّن ندارد ، لكن امكان ذاتى آن ماهيت كافى است در فيضان تشخّص و وجود بر آن . پس نوع هر يك از مجردات ، منحصر به فرد خواهد بود و تشخّص آنها محض مرتبهء وجود آنها است ؛ چنانچه تعيّن اثنين و ثلاث ، محض مرتبهء معيّنه مخصوصهء آنها است .
و هرگاه فيضان وجود و تشخّص ، موقوف به ماده نيز باشد ، يا اين است كه ماده فقط كافى است ؛ مانند افلاك كه به محض وجود فاعل و قابل ، افاضهء وجود بر آنها شود ، باز نوع آنها منحصر در فرد است ، و محض وقوع هر يك از افلاك در مرتبهء معيّنه ، مشخّص است مر آنها را ؛ يا آنكه با ملاحظهء ماده ، محتاج است به اشياى ديگر ،
أنوار العرفان — صفحة 107
مساهمون: ملا اسماعيل اسفراينى
ص١٠٧