ابراهيم ، باز در صورت موسى ، باز در صورت عيسى ، باز در صورت محمّد ( ص ) ، باز در صورت ابو مسلم ، باز در صورت هاشم « 1 » كه مقنّع باشد . و بر سر نامهها نام خود چنين نوشت كه « من السّيّد الهاشم لا إله الّا هو » و از آن شعوذهها و حيلهها به خلق نمود تا آن ابلهان و سليمدلان ما وراء النّهر به وى فريفته شدند و هر جا كه بود او را سجده كردند و در حروب به نام او نصرت خواستند و ندا كردند كه : « يا هاشم انصرنا » . و مىفرمود كه چيزها از مردم مىدزديدند و به يك جايى كه او مىگفت پنهان مىكردند ، چون مردم آن را مىجستند « 2 » ، مىگفت كه مىدانم كجاست و از آنجا بيرون مىآوردند كه او نشان داده بود . و اگر لشكرى به حرب مسلمانان مىفرستاد ايشان [ را ] « 3 » به فتح و ظفر وعده مىداد ، اگر فتح مسلمانان را بود مىگفت كه چون مرا كراهتى از شما بود شما را خذلان كردم . و شأن او عظيم شد و كارهاى بزرگ او را بر آمد . و در ما وراء النّهر موضعى است كه آن را سيام « 4 » خوانند حصار عظيمى بنا كرد و بسيارى از مسلمانان را كشت . و ملك تركستان را خواند و او را به غارت ما وراء النّهر وعده داد تا خلقى به آن سبب هلاك شدند و هر روز مرد و لشكر او زياد مىشد و روى خود را به كس نمىنمود و پنجاه هزار كس از اعيان با او متفق و مجتمع شدند . روزى بزرگان لشكرش جمع شده سجده كرده تضرّع و زارى نمودند و طلب ديدار كردند . گفت : يك بار موسى طلب ديدار كرد من تجلّى خود به كوه افكندم موسى بيهوش شد و طاقت نياورد ، يك بار قوم موسى ديدار خواستند ، صاعقهاى به ايشان گماشتم . اگر شما ديدار من خواهيد حال همين خواهد بود . ايشان گفتند : آرزو داريم كه يك ديدار ببينيم ، آنگاه همه هلاك شويم روا داريم . چون دانست كه استقصا مىكنند گفت :
اكنون چندين تن از ميان خود اختيار كنيد تا به ايشان ديدار بنمايم ، اگر ايشان طاقت بياورند شما را نيز بنمايم . ايشان هفتاد تن از پيران را از ميان خويش گزيدند . فرمود تا ايشان سه روز پيوسته روزه دارند و بامداد روز چهارم پيش او روزه بگشايند ، طعام بخورند و او را ببينند . آن قوم همچنين كردند و آن ملعون فرموده بود تا شربتها ساخته بودند با زهر قاتل
هامش
( 1 ) - اصل : ابو هاشم . متن تصحيح قياسى است . ( م . د . ) .
( 2 ) - يعنى جستجو مىكردند . ( م . د . ) .
( 3 ) - كلمهء ميان دو قلّاب افزودهء استاد دانشپژوه است . ( م . د ) .
( 4 ) - اصل : سنام . متن تصحيح قياسى است . ( م . د . ) .