مخصوص امام محمّد حنفيّه است و او وصيت كرد عبد اللّه بن محمّد پسر خود را « 1 » و مرا قيّم و وصىّ پسر خود كرد . و او گفت كه محمّد بن حنفيه به جبل رضوى زنده است و هرگز نميرد و مونس او فرشتگانند و پاسبانان او دو شير و دو پلنگ است . و دعوى بيان بن سمعان آنست كه جان امام محمّد مهدى ، كه خلق در انتظار اويند ، به طريق تناسخ در تن او آمده و خلقى از اهل كوفه برو گرد آمدند تا خبر وى به ابن هبيره « 2 » رسيد ، و او امير عراق بود از جهت بنى اميّة ، بنان را گرفت و گفت : تو چه مردى ؟ گفت : من پيغمبر خدايم و خدا مرا در قرآن ياد فرموده كه
« هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدىً »
« 3 » و مراد من بودهام . ابن هبيره « 4 » فرمود تا او را به دار كردند و هلاك شد .
[ 7 ] - اخبار عبد اللّه بن حرب بن عمرو
جاحظ گويد عبد اللّه بن حرب بن عمرو دعوى نبوّت كرد و گفت جان محمّد حنفيه در شخص او آمده و او [ داراى ] علم غيب است و از همهء دفينهها و گنجها خبر دارد و اين حال در سنهء تسع و عشرين و مائة بود به اوّل خروج ابو مسلم در ولايت مروان حمار و خلقى جمع كرد و اصفهان را گرفت و هيچ كس به او نپرداخت تا خود در ضلالت هلاك شد .
[ 8 ] - اخبار مغيرة بن سعيد الكوفى
اين مرد اولا مذهب شيعه داشت بعد از آن دعوى نبوّت كرد و گفت جان امامان اگر چه در تاريخها پراكنده باشد اما همه يكىاند و اوّل امامان حضرت آدم بود ، چون او رفت روح در تن نوح آمد ، چون او رفت روح در تن ابراهيم آمد و همچنين تا به موسى و عيسى و محمّد عليهم السّلام ، آنگاه آن جان « 5 » به على آمد پس به حسن پس به حسين ( ع ) پس به خود اضافه كرد . و گويند ابو هريرة العجلى الكوفى اين بيتها را نزد ابو جعفر محمّد بن على
هامش
( 1 ) - اصل : پسر خود بن محمّد . متن تصحيح قياسى است . ( م . د . ) .
( 2 ) - اصل هنيره . متن تصحيح استاد دانش پژوه است و - تعليقات پايان كتاب . ( م . د . ) .
( 3 ) - سورهء آل عمران 3 آيهء 138 . ( م . د . ) .
( 4 ) - اصل هنيره . متن تصحيح استاد دانش پژوه است و - تعليقات پايان كتاب . ( م . د . ) .
( 5 ) - اصل : آن جهان . متن تصحيح استاد دانش پژوه است . ( م . د . ) .