ديگر معاذ بن جبل كه حاكم يمن بود و ديگر مسلمانان آمدند و بر در سراى اسود تكبير گفتند و سر او را بيرون آورده انداختند . و مسلمانى به يمن آشكار شد . چون خبر قتل او به حضرت رسول ( ص ) رسيد شادى كرد و فرمود مسيلمه را نيز خواهند كشت . و بعضى گويند كشتن اسود بعد از رحلت رسول ( ص ) بود .
[ 4 ] - اخبار اخطل ضبعى كذّاب
اخطل ضبعى « 1 » از بنى قيس بن ضبعة بن ثعلبه بود در عهد عمر خطّاب دعوى پيغمبرى كرد و خلقى را از بكر بن وائل از راه برد و گفت : نبوّت ميان من و قريش به دو نيم بود ، ايشان نيمهء خويش بردند و اكنون نوبت منست . خبر او به عمر آوردند . عمر فرمود تا او را حاضر كردند و نگاهداشتند تا او را روزى نزد خود خواند و گفت : تويى كه دعوى نبوّت مىكنى ؟
اخطل چون از حبس تنگ آمده بود گفت : منم كه اين دعوى مىكنم و اين بيت خواند ، بيت :
و من عجب الايّام انّك حاكم * علىّ و انّى فى الوثاق اسير
عمر فرمود تا او را گردن زدند .
[ 5 ] - اخبار مختار ثقفى
محمّد بن يزيد المبرّد در كتاب كامل « 2 » آورده كه مختار بن ابو عبيدة بن مسعود الثّقفى در اصل هيچ مذهب نداشت كه بر آن اعتماد بودى و كس به طريقه و مذهب او واقف نبود . اوّل از جملهء خوارج بود ، باز دعوى رفض كرد و خلق را به امام محمّد حنفيّه خواند . باز دعوى پيغمبرى نمود و علم وحى . در آن كشته شد . « 3 » و عمّ او سعد بن مسعود الثّقفى از جملهء شاگردان و خدمتگاران حضرت امير المؤمنين على ( ع ) بود و اغلب بنى ثقيف در آن حدود تقيّه نمودند و شاعرى « 4 » در شأن او گفته :
لو تتبعت اولنا على - * لا تجد من جميعهم نقيضا ( ؟ )
هامش
( 1 ) - اصل : صبعى . متن تصحيح قياسى است . ( م . د . ) .
( 2 ) - ( ج 2 ص 164 چاپ 1308 مصر ) . اين ارجاع از استاد دانش پژوه است . ( م . د . ) .
( 3 ) - اصل : شده ( يعنى در سر اين ادّعا به قتل رسيد ) . ( م . د . ) .
( 4 ) - اصل : شاعران . متن تصحيح قياسى است . ( م . د . ) .