[ ال ] صّلاة اذكروه اغفر قياما » . و زكات و صدقه از خلق برداشت . مردم با او متفق شدند تا خلقى از بنى اسد و غطفان و عتيبة بن حصين با همهء اهل قبيلهء فزاره با او متفق شدند و خالد بن وليد روى به ايشان نهاد و حرب سخت كردند و طليحه با برادر خود آن شب به طليعهء لشكر رفته بودند و بر طليعهء مسلمانان زد و آن شب طليعه با عكاشة بن محصن بود و ثابت بن اقرم « 1 » . اين هر دو از ياران پيغمبر ( ص ) بودند و از بدريان بودند . آن شب هر دو به دست طليحه كشته شدند و مسلمانان از آن حال خبر نداشتند تا روز ديگر خبر دار شدند و مسلمانان بدان خشم حرب سختى كردند و طليحه در خيمه نشسته بود گليمى در سر كشيده و خلق را به نصرت و آمدن فرشتگان وعده مىكرد و به مدد جهت كافران و عتيبة بن حصين هر ساعت از پيش خلق بازگشته به نزد « 2 » . طليحه آمده مىگفت : هنوز فرشتگان نيامدند ؟ او گفت ذو النّور و بورائيل آمدند . گفت « 3 » : هم اكنون بيايند . و او « 4 » و جماعتى از بنى فزاره كه جهد بيشتر مىكردند و غلبه از ايشان بود . پس چون مسلمانان غلبه كردند عتيبة باز آمد و همان سؤال كرد و همان جواب شنيد ، لگدى بر سر طليحه زد و گفت : ويحك يا كذّاب . پس بازگشت و بنى فزاره را از حرب باز گردانيده گفت : از بهر اين كذّاب خود را به باد ندهيد و خود به هزيمت بازگشت و همهء بنى فزاره بازگشتند . و مسلمانان « 5 » عتيبة را به اسيرى گرفتند و مردم پراكنده شدند و مسلمانان كشتن عظيم كردند و طليحه اسبى دونده به دست آورده بود و اشترى رونده . چون حال چنان بديد خود بر آن اسب نشست و زن خود را بر آن اشتر [ نشاند ] « 6 » و روى بازپس كرد و روى بربست به رسم عرب تا كسى او را نشناسد و گريخت و به شام رفت به خدمت آل حنيفه كه ملوك غسّان بودند التجا برد و تا ابو بكر خليفه بود در آنجا توقف كرد و چون خلافت به عمر بن خطّاب رسيد و شهرهاى شام به دست خالد و ابو عبيدهء جرّاح بيشتر گشاده شد ، طليحه مسلمان گشت ، نيّت احرام بست و به مكّه آمد و حج گزارد و از آنجا به مدينه آمد و عمر را ديد و حال خود باز گفت .
هامش
( 1 ) - اصل : اقوم . متن تصحيح قياسى است . و او ثابت بن اقرم بن ثعلبة بن هدى بن العجلان البلوى حليف انصارست و صحابى بدرى . ( لغتنامهء دهخدا ) . ( م . د . ) .
( 2 ) - اصل : بود . متن تصحيح قياسى است . ( م . د . ) .
( 3 ) - ظاهرا : و گفتند . ( م . د . ) .
( 4 ) - او يعنى عتيبة . ( م . د . ) .
( 5 ) - اصل : مسلمان . متن تصحيح قياسى است . ( م . د . ) .
( 6 ) - كلمهء ميان دو قلّاب افزودهء استاد دانش پژوه است . ( م . د . ) .