تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان الأديان در شرح اديان و مذاهب جاهلى و اسلامى ( فارسى ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣

مذهب مانى

اين مردى بود استاد در صناعت صورتگرى و به روزگار شاپور بن اردشير بيرون آمد در ميان مغان و پيغامبرى دعوى كرد و برهان او صناعت قلم و صورتگرى بود ، گويند بر پارهء حرير سپيد خطّى فرو كشيد ، چنان كه آن يك تار حرير بيرون كشيدند و آن خطّ ناپديد گشت و كتابى كرد به انواع تصاوير كه آن را « ارژنگ مانى » خواندند و در خزاين غزنين هست و طريق او همان طريق زردشت بوده است و مذهب ثنوى داشت چنان كه پس از اين ياد كنيم « 1 » .

مذهب ثنوى

ايشان همان گويند كه زردشت گفته است كه صانع دو است ، يكى نور كه صانع خير است و يكى ظلمت كه صانع شرّ است و هر چه در عالم هست از راحت و روشنائى و طاعت و خير به صانع خير باز پذيرد و هر چه از شرّ و فتنه و بيمارى و تاريكى است به صانع شرّ ، ليكن هر دو صانع را قديم گويند و عشر از مال خويش دادن واجب دانند و يك ساله جامه دارند و يك روزه قوت ، باقى بر خويشتن حرام دانند و هفت يك از عمر خويش روزه دارند و چهار نماز كنند و به رسالت آدم عليه السّلام گروند و به رسالت شيث ، پس به رسالت مردى كه او را « بدوه » نام بود به هندوستان و رسالت زردشت به پارس بود و مانى را خاتم النّبيّين گويند و به دو اعجاب عظيم دارند و مر صابيان را همين مذهب بوده است . حكايت ، به روزگار مأمون چنان بود كه دستورى داده بود تا پيش او همهء مذهبها را مناظره كردندى تا مردى بيامد متكلّم « 2 » كه اين مذهب ثنوى داشت و بر اين مذهب مناظره مىكرد . مأمون بفرمود متكلّمان و فقهاى اسلام را جمع آوردند از جهت مناظرهء او ، آن مرد چون در سخن آمد گفت : عالمى بينم « 3 » پرخير و شرّ و نور و ظلمت و نيك و بد ، هرآينه هر يك را از اين اضداد بايد كه صانع ديگر باشد چه خرد واجب نكند كه يك صانع نيكى كند و
هامش
( 1 ) - اصل : پيش از اين ياد كرديم . متن اصلاح شادروان كسروى است ، مگر اينكه شرح مذهب ثنوى در اصل قبل از خروج مذهب مانى بوده و كاتبان نسخه جاى آن را تغيير داده باشند كه در آن صورت متن اصلى صحيح خواهد بود . ( م . د . ) . ( 2 ) - رجوع شود به حواشى مرحوم اقبال . ( م . د . ) . ( 3 ) - اصل : عاملى بينم بر . متن اصلاح شادروان كسروى است . ( م . د . ) .