جداگانه بساخت . چون آن ترجمه تمام شد هر هشتاد با يكديگر راست آمد و هيچ تفاوت نبود ، آن را تورية الثّمانين نام كردند و بزرگ دارند و سوگند عظيم بدان خورند .
مذهب ترسايان
ايشان صانع را جوهر گويند و سه اقانيم است و آن سه اقانيم را بدين تفصيل گويند « ابا » ، « ابرا » ، « روحا قدسا » « 1 » ، و سه گروهاند ، يعقوبى ، نسطورى ، ملكائى ،
اليعقوبيّه
ايشان منسوبند به مردى كه او را يعقوب نام بود و شارح مذهب او مردى از اسقفان نام او متّى بن التّميم اليعقوبى و مذهب ايشان آنست كه گويند صانع قديمست از يك روى و محدث است از يك روى ، در صفت لاهوت است يعنى خداى و صفت ناسوت يعنى آدمى ، تعالى اللّه عن ذلك علوّا كبيرا « 2 » .
النّسطوريّه
ايشان منسوبند به مردى كه او را نسطورس « 3 » نام بود ، گويند پسر از پدر به وجود آمد نه بر سبيل تناسل و توالد ، بر سبيل نور از آفتاب چنان كه هرگز آفتاب بىنور نباشد . و بعضى گويند مسيح بندهاى بود كه فرود آمد در نفس او ملكوت ايزد تعالى و قوّت او ، پس او [ هم ] « 4 » إله و هم آدمى است ، هم ماسح و هم ممسوح و از اين روى مسيح خوانند .
الملكائيّه « 5 »
ايشان منسوباند به ملكا و بيشتر ترسايان بر مذهب ملكائىاند و گويند مسيح يك
هامش
( 1 ) - برابر : آب ، ابن ، روح القدس . ( م . د . ) .
( 2 ) - توجه به قسمتى از آيهء 43 از سورهء اسرى 17 دارد . ( م . د . ) .
( 3 )- nestorius( م . د . ) .
( 4 ) - كلمهء داخل دو قلّاب افزودهء مرحوم اقبال است . ( م . د . ) .
( 5 ) - رجوع شود به حواشى مرحوم اقبال . ( م . د . ) .