خوانند و شيطان را « اهرمن » . و گويند يزدان قديمست و اهرمن محدث . و ابتداى مردم از گيومرث گويند و گويند صانع چون بينا بود در آن بينائى خويش تفكّر كرد از تفكّر او اهرمن پديد آمد ، تعالى اللّه عن ذلك علوّا كبيرا « 1 » . و آتش را عزيز و بزرگ دارند و او را خدمت كنند و آب را نيازارند « 2 » يعنى به هيچ چيز پليد نكنند و جز به خوردن به كار نبرند و شادى كردن و مى خوردن به طاعت دارند و هر روز سه بار آفتاب را سجده كنند ، بر آن روى كه آفتاب باشد و به وقت طعام خوردن سخن نگويند و زمزمه به وقت طعام خوردن واجب دارند و از مردگان احتراز كنند و خويشان را نكاح روا دارند ، چون مادر و خواهر و دختر و لوطى را سنگبار كنند و مردگان را به گور ننهند بلكه به هوا دهند در دخمه و آتشپرست را « هربذ » خوانند .
مذهب زردشت
مغان گويند ما را پيغامبرى بوده است زردشت نام كه اين شرايع آورده است و سه كتاب آورد كه آن را « زند » و « پازند » و « اويستا » « 3 » خوانند و در آن كتابها الفاظيست نامفهوم ، ليكن گروهى از ايشان آن را تفسير و تأويل نهادهاند .
مذهب مزدك
مردى بيرون آمد به روزگار قباد فيروزان « 4 » از شهر نسا او را مزدك نام ، و دعوى پيغامبرى كرد و طريقهاى زردشت را بعضى بگردانيد و اموال و فروج بر خلق مباح كرد و خلقى به دو بگرويدند و مذهب او آن بود كه اين مال و نعمت در اصل همهء خلق را بوده است و اكنون همچنانست ، تا نوشروان با او مناظره كرد و او را به حجّت ماليد و بكشت .
هامش
( 1 ) - توجه به قسمتى از آيهء 43 از سورهء اسرى 17 دارد . ( م . د . ) .
( 2 ) - ظاهرا : نيالايند . ( اما اين اصلاح مورد انتقاد شادروان كسروى است و صورت متن را صحيح مىداند و مأخوذ از حديث « انّ للماء اهلا لا تؤذوها » ) . ( م . د . ) .
( 3 ) - « اويستا » ، « اوستا » ، كتاب دينى زردتشتيان است و « زند » تفسيرى است كه در زمان ساسانيان به خط پهلوى بر آن نوشتهاند و « پازند » همان زند است با لغات ايرانى به جاى لغات آرامى و با خط اوستائى و نوعى تفسير زند تلقى مىشود .
( 4 ) - در چاپى : قبادين فيروزان .