مذهب تناسخ
اين گروه گويند اين جانها يكى است و تناسخ به چهار گونه است ، « نسخ » و « مسخ » و « فسخ » و « رسخ » . هر جانى كه از تن آدمى بيرون شود و در تن آدمى ديگر شود آن را « نسخ » گويند و هر جانى كه از تن آدمى بيرون شود و در تن جانوران شود آن را « مسخ » گويند و هر جان كه از تن آدمى بيرون شود و در حشرات زمين و گزندگان شود آن را « فسخ » گويند و آنچه در درختان و نباتها شود آن را « رسخ » گويند و در جمله ، عالم را نامتناهى گويند و عقوبت ارواح را به قدر گناه گويند كه باشد . اگر مردى ستمكار بود كه بميرد گويند جان او در تن ستورى شود يا در موشى يا در ددى و اگر نيكو سيرت بود جان او در تن مرد پارسا يا ملكى شود و زشت ترين همهء مذهبها اينست .
مذهب صابيان
بعضى از فلاسفه از شهر يونان كه ايشان را صابيون خواندهاند ايشان اين مذهب داشتهاند . و صابى در لغت آن بود كه از كيشى به كيشى در شود ، لكن اين طبقه را صابى خواندهاند و سرور ايشان « ادانى » « 1 » و « اغاذيمون » و « هرمس » و « سولن » كه جدّ افلاطون بوده است از سوى مادر . هم بر اين جمله برآورده است ابو الحسن نويزى « 2 » در كتاب اختصارات « 3 » ، و هر روز سه بار نماز كردهاند : نماز بامداد و پيشين و شبانگاه . و كواكب ثابته را نماز تطوّع كنند هر روزى آن ستاره را كه آن روز را به دو بازخوانند ، چنان كه شنبه زحل راست كما كانوا ، و روزهء ايشان هر سالى سى روز است تمام ، ليكن پراكنده « 4 » . از اوّل ماه آذار « 5 » هشت روز پيوسته ، هفت روز و شش روز ديگر پراكنده . و در ايّام روزه گوشت نخورند و هر ماه چهار قربان كنند به نام ستارگان از خروس و خون آن خروس در گور كنند و پر و استخوانش بسوزند . گوشت شتر و درّاج و كبوتر نخورند و ماهى نخورند و عقوبت
هامش
( 1 ) - رجوع شود به حواشى مرحوم اقبال . ( م . د . ) .
( 2 ) - رجوع شود به حواشى مرحوم اقبال . ( م . د . ) .
( 3 ) - به نظر مرحوم اقبال در مقدمه : ظاهرا : اختيارات . ( م . د . ) .
( 4 ) - جمع روزهاى پوسته و پراكنده بيست و يك روز مىشود ، نه سى روز . ظاهرا عبارت افتادگى دارد . ( م . د . ) .
( 5 ) - آذار ، نام ماه ششم از ماههاى سريانى است كه ماه اول بهار از سال روميان است و ميان شباط و نيسان واقع شده و برابر ماه مارس فرنگى است . ( م . د . ) .