تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان الأديان در شرح اديان و مذاهب جاهلى و اسلامى ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
جوهريست پاك و در گوش مريم شد و از پهلوى راست او بيرون آمد و با او هيچ ممازجت نكرد و گويند روح در مريم چنان رفت كه آب رود در ناودان و هر كه خويش را از طعامهاى دنيا صافى گرداند خداى را جلّ جلاله بيند . هيكل ، عبادتگاه ايشان [ را ] « 1 » خوانند و در او صورت پيغامبران نگاشته باشند و صورت عيسى عليه السّلام . ترتيب ايشان در دين و حرب « 2 » ، محتشم ترين ايشان بطريق « 3 » باشند و ايشان را هميشه چهار بطريق باشد كه يكى به قسطنطينيّه نشيند و دوّم به روميّه و سه به اسكندريّه و چهارم به انطاكيّه . اين چهار جاى را كراسى خوانند ، جمع كرسى ، و جاثليق كم از بطريق باشد و مقام در مسلمانى بودش ، در دار الخلافهء بغداد ، و او زير دست بطريق انطاكيّه بود و مطران زير دست جاثليق باشد و مقام او به خراسان . و از دست او به هر كشورى اسقف باشد . و شمّاس شاگرد قسّيس باشد . و قيصر را « عظيم الرّوم » و « طاغية الرّوم » و « كلب الرّوم » خوانند و بايد كه او را دوازده بطريق بود ، يعنى دوازده سپهسالار ، در حكم هر يكى ده هزار مرد و پيوسته از ايشان شش تن پيش قيصر باشند و شش در مملكت مىگردند ، « طرنكار » از دست بطريق باشد و او را « فسطيار » نيز گويند و هزار مرد فرمانبردارش باشد ، و « قومس » كم از او باشد و او را دويست فرمانبردار و « عسطرتج » كم از او باشد و او را چهل مرد در فرمان ، و « زاوج » كم از او باشد و او را ده مرد فرمانبردار باشد .

مذهب مغان

در اخبار مىآيد كه پيغامبر عليه السّلام فرمود : « سنوا فى المجوس سنّة اهل الكتاب غير ناكحى نسائهم و لا آكلى ذبايحهم » ، در مغان همهء سنّتهاى اهل كتاب نگاه داريد ، الّا دو چيز ، يكى آنكه از ايشان زن مخواهيد و ديگر از كشتهء ايشان مخوريد . و مذهب ايشان آنست كه گويند همهء خيرها « 4 » از خدايست و همهء شرّها از شيطانست و ايزد تعالى را « يزدان »
هامش
( 1 ) - كلمهء داخل دو قلّاب افزودهء مرحوم اقبال است . ( م . د . ) . ( 2 ) - رجوع شود به حواشى مرحوم اقبال . ( م . د . ) . ( 3 ) - اصل : بطريق . متن اصلاح شادروان كسروى است . ( م . د . ) . ( 4 ) - در چاپى : چيزها .