ترسا بودند چنان كه بنى غسّان و بنى تغلب و بعضى مغان بودند چنان كه بنى تميم و بنى عبس .
و چون از ياد كرد اين مذاهب فارغ شديم مذاهب فلاسفه را شرح دهيم . ان شاء اللّه عزّ و جلّ .
مذاهب الفلاسفه
ارسطاطاليس از معلم خويش افلاطون چنان روايت كرد كه شاگرد سقراط حكيم بوده است و سقراط چنين گفت كه مذهب متقدّمان و امامان فلاسفه كه حكيمان روزگار بودند چون اغاذيمون و هرمس و فيثقرس و جز ايشان چنان بودند كه گفتند حق تعالى يكى [ است ] « 1 » ، ازليست ، تمامست ، ناقص نيست ، مسبّب الاسبابست « 2 » و علة العلل اوست ، خير محض است ، فاعل موجودات حقيقى است ، مفيد كلّست ، مركّب نيست ، مصوّر نيست ، موضوع نيست و او را ضدّ و ندّ و كفو نيست و از همگنان بىنياز است . و بر هر آدمى واجب داشتندى ياد كردن ايزد تعالى بغايت تبجيل و تعظيم ، و طهارت به آب روا ديدندى به وقت حاجت چون از او ضررى به مردم نرسيدى و كسب و كار بر تندرستان فريضه داشتندى . و هر كه در وى فساد عادتى « 3 » ديدندى او را عقوبت كردندى و كشاورزى بر اهل آن واجب داشتندى و حرمت تمام ايشان را به جاى آوردندى . و آموختن علم و حكمت از فرايض داشتندى . و هيچ جانور را نكشتندى الّا آن را كه خلق را از او مخاطره و رنج بودى . و سلاطين را بزرگ داشتندى . و عشر و خمس بدادندى . و مذهب ايشان در ارواح [ آن ] « 4 » كه روح كلّست و روح جزو و روح جزو است كه در تن آدمى آيد تا مهذّب گردد ، پس بيرون رود و به كلّ خويش بازشود و آن كه نامهذّب بيرون شود در اثير بماند و به كلّ باز نتواند رسيدن .
مذهب جهودان
جهودان متّفقند بر آن كه صانع يكى است . امّا گروهى مشبّههاند و تشبيه بگويند و
هامش
( 1 ) - كلمهء داخل دو قلّاب از مرحوم اقبال است . ( م . د . ) .
( 2 ) - اصل : سبب الاسبابست . ( م . د . ) .
( 3 ) - در چاپى : عبادتى .
( 4 ) - كلمهء داخل دو قلّاب از مرحوم اقبال است . ( م . د . ) .