فما ذا بالقليب قليب بدر * من الفتيان و القوم الكرام
فما ذا بالقليب قليب بدر * من الشّيزى تكلّل بالسّنام
أ يخبرنا ابن كبشة ان سنحيا * و كيف حياة اصداء و هام
اذا ما الرّاس زال بمنكبيه * فقد شبع الأنيس من الطّعام
أ يقتلنى اذا ما كنت حيّا * و يحيينى اذا رمّت عظامى
و از اين قطعه بيت سوّم همان است كه آن را ابو المعالى با اندكى اختلاف « 1 » در كتاب خود آورده ، بعد ابن ابى الحديد شرحى در ساير عقايد دينى عرب جاهليّت و اسامى بتهاى هر طايفه و قبيله ذكر كرده كه خلاصهء آن در بيان الاديان مذكور است و اتّحاد مضمون و ترتيب و تشابه عبارتى آنها دليل نقل هر دو از كتاب المقالات ورّاق است . ( در باب معنى « اصداء » و « هام » رجوع كنيد به شرح نهج البلاغه ، ( ج 4 ص 437 ) .
ص 26 - ابنىّ زوّدنى . . . الخ : اين قطعه را هم ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ( ج 4 ص 437 ) نقل كرده و در اين موضع از شرح نهج البلاغه نيز شرح مبسوطى از معتقدات عرب جاهليّت مذكور است .
ص 26 - تبّع بن كليكرب : معروف به تبّع الاصغر يا تبّع الاخير از ملوك افسانهاى يمن است و حكايت او و پدرش را طبرى در سلطنت قباد نقل كرده و ابن الاثير بر نقل او اعتراضات تاريخى صحيح نموده . قطعهء او را شيخ صدوق در كمال الدّين « 2 » ( صفحهء 101 ) آورده است و در آنجا يك بيت نيز اضافه دارد كه اين است :
و كنت عذابا على المشركي * ن اسقيهم كأس حتف و غمّ .
ص 27 - ابو قيس صرمة « 3 » : نام پدر او را انس و قيس هر دو نوشتهاند و او از طايفهء بنى نجّار و از قبيلهء خزرج بوده و در اواخر عمر از پرستش بت دست برداشته و رهبانيّت اختيار كرده و نصرانى شده و چون اسلام پديد آمده در پيرى به اين مذهب گرويده و ابن عبّاس معروف پيش او مىرفته و از او روايت مىكرده . ابو قيس شعر زياد نيز داشته است
هامش
( 1 ) - اين اختلاف در كلمهء « ابن كبشة » است كه ابو المعالى « الرسول » نقل كرده است .
( 2 ) - يا اكمال الدين و اتمام النعمة . ( م . د . ) .
( 3 ) - اصل : صرمة . متن اصلاح شادروان كسروى است . ( م . د . ) .