شفر ص 157 ) .
ص 33 - مردى بيامد متكلم : گويا مقصود يزدانبخت از رؤساى مانويّه است كه مأمون او را براى مناظره به بغداد آورده بود . ( الفهرست ص 228 ) .
ص 35 - بو زيد حكيم : مقصود ابو زيد احمد بن سهل بلخى ( 234 تا 322 ) حكيم و دانشمند مشهور مؤلّف كتاب صور الاقاليم است كه در علوم اوائل و فلسفه و تاريخ كتب عديده داشته و او را جاحظ خراسان مىگفتهاند . ( براى احوال او رجوع كنيد به الفهرست ص 138 و معجم الادباء ج 1 ص 141 تا 152 ) .
ص 36 - ادانى : اسم اين شخص در الفهرست ( ص 318 ) ارانى طبع شده .
ص 36 - ابو الحسن نويزى : معلوم نشد كيست ؟ « 1 »
ص 37 - زنديق : اشتقاق زنديق از زندك و دانستن زندك نام شخصى از اشتباهات است ، زنديق چنان كه محققين جديد روشن ساختهاند از كلمهء صدّيق آرامى مشتق است كه نام يك طبقه از متديّنين ، به آئين مانى بوده و در ابتدا زنديق و مانوى يك معنى داشته است . « 2 »
ص 37 - معطّله : لقبى كه اهل سنّت مخصوصا اشاعره به فرقى كه از خداوند نفى اسماء و صفات مىكردهاند دادهاند و باطنيّه بيشتر به اين اسم خوانده مىشدند ( منهاج السّنّة ج 1 ص 241 ) .
ص 50 - شيعه در اصول مذهب با معتزله برابرند : رجوع كنيد به كتاب خاندان نوبختى تأليف نگارندهء اين سطور ( صفحات 73 - 75 و 241 ) .
ص 50 به بعد - براى احوال فرق مختلفهء شيعه و مختصرى از عقايد و احوال پيشوايان و مؤسّسين آن فرق رجوع كنيد به خاتمهء كتاب خاندان نوبختى و منابعى كه در آنجا به دست داده شده .
ص 50 - يحيى بن زيد : در سال 125 در ولايت جوزجانان به دست سالم بن احوز سردار نصر بن سيّار حاكم خراسان به قتل رسيد و مصلوب شد و جسد او تا زمان ظهور ابو مسلم خراسانى بر چوبهء دار بود و به فرمان ابو مسلم آن را پائين آورده دفن كردند .
هامش
( 1 ) - نويزه ، از قراء سرخس است ( معجم البلدان ) . ( م . د . ) .
( 2 ) - زنديق را از « زنديك » ، در نسبت به « زند » ، ترجمه و شرح اوستا ، نيز گفتهاند .