مأمون بن محمّد خوارزمشاه داخل شده و چون خوارزم در سال 408 به دست يمين الدّوله سلطان محمود غزنوى مفتوح گرديده ابو الخير خمّار با علماى ديگر كه در دربار خوارزمشاه مقيم بودند مثل ابو على سينا و ابو سهل مسيحى و ابو ريحان بيرونى و ابو نصر عراق ، به مصاحبت سلطان محمود از خوارزم بيرون آمده « 1 » و سنّ ابو الخير در اين تاريخ از صد « 2 » متجاور بوده . سلطان محمود او را سخت محترم داشت و به روايتى پيش او بر زمين بوسه داد . ابو الخير تا آخر عمر در غزنه پيش سلطان محمود مىزيست و در همان شهر از اسب بر زمين خورده فوت كرد . وفاتش در فاصلهء بين 408 و 421 اتّفاق افتاده ( براى احوال او رجوع كنيد به كتاب الفهرست ابن النّديم ( ص 265 ) و چهار مقالهء عروضى ( ص 76 ، از چاپ ليدن ) و حواشى آن به قلم استاد علّامه آقاى ميرزا محمّد خان قزوينى ( ص 245 و 246 ) و طبقات الاطباء ابن ابى اصيبعه ( ج 1 ص 322 ) و المقابسات ( صفحات 160 و 205 و غيره ) ، امّا مقصود از اين كتاب او كه صاحب بيان الاديان از آن نقل مىكند درست معلوم نشد زيرا كه ابو الخير قريب پانزده تأليف داشته كه ابن النّديم آنها را اسم برده و يكى از آنها سيرة الفيلسوف است و شايد در همين كتاب بوده است كه در آن از افلاطون و كتاب استيطكين ابو الخير گفتگو مىكرده و محتمل است كه غرض او از فيلسوف هم همان افلاطون باشد .
ص 21 - استيطكين : در ميان تأليفات افلاطون كتابى به اين نام نيست ، گويا مقصود كتاب فدرس
phedre
است كه موضوع آن بحث در جمال و زيبائى است و كلمهء استيطكين كه شفر آن را چنين طبع كرده بايستى تحريف استطيكس
aisthetikos
يونانى باشد كه
Esthetique
در السنهء اروپائى از آن اشتقاق يافته كه به معنى جمالشناسى و درك جمال است .
هامش
( 1 ) - شادروان كسروى بر عبارت بيرون آمدن ابو على سينا و ابو سهل مسيحى از خوارزم به مصاحبت محمود غزنوى انتقاد كرده است . اما مىتوان با افزودن « كه » پيش از « با علماى . . . » از عبارت رفع نقص كرد تا بيرون آمدن به مصاحبت سلطان محمود منحصر به ابو الخير شود نه ابو على سينا و ابو سهل مسيحى . ( م . د . ) .
( 2 ) - اصل : صد . اين عدد مورد انتقاد شادروان كسروى است . مرحوم اقبال ، آن را از تعليقات چهار مقاله نقل كرده و بعدها مرحوم قزوينى كه از نزهة الارواح شهر زورى آن را آورده بوده است خود متوجه بىوجه بودن عدد مذكور گرديده است و آن را حدود هفتاد و هفت دانسته است . ( م . د . ) .