بسوى كلّ خوذ باشذ هميشه جنبش اجزا و حقّ تعالى در قرآن مجيد ميفرمايذ :
« وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ »
« 1 » . و جون جنين باشذ انسان را بل همه مخلوقات را سير الى اللّه باشذ ، مانند آنجه تمامت كاروانيان و جهاربايان و رختها كه بر آن بار كرده باشند ، سير ايشان بجانب بغداذ باشذ . و بر عزيمت بغداذ و بهوس بغداذ ، تا كذام آنجا رسند و كذام در راه باسباب متنوّعه بازمانند ؟
تا كوهر جان نبرد جانان كى برذ و اين سيرى عامّ باشذ كه شامل همه توانذ بوذ .
امّا سيرى كه فى اللّه باشذ آن مخصوص بوذ به كسانى كه داخل شذه باشند ، مانند آنجه ببغداذ رسيذه باشند و در بغداذ سير كنند و لا يزال خواهند كه احوال بغداذ و تفرّجهاء آن دريابند و معاملات كنند و فوايد بىپايان از آن بركيرند .
امّا سيرى كه باللّه باشذ مخصوص بوذ به كسانى كه و اصل شذه باشند و موحّد كشته و از وصول حظّها يافته و مانند كبوتر برجى كه هر لحظه از برج برواز كنذ و ببرّذ و تفرّجها كرده فوائد كيرذ و باز با برج روذ و هر جا كه روذ برج و آشيانه و بجكان و بيضه كه در آن نهاذه باشذ ياذ داشته باشذ و كويذ :
مستغرق ياذت آنجنانم * كم هستى خويش شذ فراموش
و لا شك سير او از هر جا كه باشذ از برج بوذه باشذ ، و مانند آنكه شخص ببغداذ رسيذه و مدّتها در بغداذ بوذه و سير كرده باشذ تا بر تمامت محلّات آن واقف كشته و در آن سرايها و بستانها و املاك متنوّع ساخته و اموال و نعمتها حاصل كرده ، جهت مصالح عمارات آن املاك و عقار بهر وقت از بغداذ سير كرده بمواضع روذ و آن مهمّات ساخته كنذ تا جيزى در عمارت و محصول آن افزايد و خبر نداشته باشذ تا زوذ بازبس آيذ ، و يك لحظه خواه در سير و خواه در سكون از هوس بغداذ و آنجه در آن ساخته خالى نباشند . و هر جه شنوند به دو شنوند هر جه كويند بذو كويند و هر جه بينند بذو بينند . جنانكه رسول عليه الصّلاة و السّلم ميفرمايذ كه : « بى يبصر و بي يسمع و بي ينطق » . و در عشق آن محو
هامش
( 1 ) - لقمان ( 31 ) : 25