هر دو متساوى بوذ لكن كشنده را حكم بكشتن كنذ و آن ديكر را حكم بنواخت و خلعت . و اكر قائلى كويذ كه طالع ايشان هر دو به همديكر متقارب و متساوى بوذ و نظر سعود در آن حالت بطالع ايشان متساوى بايذ كه آن نظر سعد را نكذارذ كه ازيشان جنان كارها مستبعد در وجود آيذ .
كوئيم كفتهاند : « ليس الخبر كالمعاينة » ، مجربست كه مانند اين قضيّه و امثال آن بسيار واقع ميشوذ و هر جند طالع ايشان به همديكر عظيم متساوى باشذ و تا حدّى است كه بسيار ديذه و شنيده . و در تواريخ آمذه كه دو باذشاه كه طالع ايشان به همديكر عظيم مقارب بوذه و در حالت حرب ايشان با همديگر يكى منصور و يكى مقهور كشته ، جنانج تمام مستأصل كشته شذه و با وجود آنكه مرتبهء باذشاهان بهم نزديك باشذ ، اين جنين تفاوتى عظيم فاحش واقع ميكردذ و نظر كواكب سعد در يكى باشذ و در ديكرى نمىباشذ ، فكيف كسانى كه در مرتبهء ايشان تفاوت بسيار بوذ و مجرّب و مشاهد است كه اكثر اسباب آن از عجب و تكبّر مىباشذ جنانجه بنزد عموم مردم مشهور است كه در وقت عزيمت حرب سخنان معجب نشايذ كفتن كه آن تكبّر است و اين معنى بنزد مغولان مشهور و مجرّب و با وجود آنك ايشان كافر بوذهاند ، از قديم باز تا اكنون در آن باب احتياط عظيم كردهاند و تا حدّى رعايت آن كنند كه شرط كرده كفتهاند كه وقتى كه بر عزيمت حرب سفر كنند بايذ كه سخن بلند نكويند و باى سخت بر زمين ننهند و از آواز غرض نه آنست كه بانك نشايذ داشت بلك سخنى كه در آن خويشتن را بلند دانذ و خودبينى در آن باشذ نبايذ كفتن و باى از تجبّر بر زمين نبايذ نهاذ ، بل متواضع بايذ بوذن و غافل نشذ از آنجه از سر تكبّر باى بىحساب بموجب ديكر اوقات بر زمين نهى و از خذاى بايذ ترسيدن و همكى خوذ را بخشوع و خضوع به او داذه تا او بواسطهء آنكه شكستكان و متواضعان را دوست دارذ و در رحمت برو بازكشايذ ، خصوصا كه آن ديكر كه در مقابله او بحرب آيذ بخلاف آن انديشيذه باشذ ، در رحمتها برو بسته شذه باشذ كه آن اشارتست « بابواب السّماء » . لا جرم نصرت [ 13 ] متواضعان را بوذه باشذ و نكبت متكبّر متجبّر را ، كه سخنان بلند كفته و انديشيذه تا مقهور و منكوب و خايب و خاسر شذه باشذ و درهاء آسمان برو بسته شذه . بموجبى كه حقّ تعالى در قرآن مجيد فرموذه كه :
« لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ »
« 1 » . و آنجه بلفظ جمع فرموذه كه « ابواب السماء » به جهت آنست كه آثار كواكب و اتّصالات مختلفهء ايشان هر يك مانند درى
هامش
( 1 ) - الاعراف ( 7 ) : 40