بوذ ، حال او از آن بگذرذ كه از كواكب سعد او را مدد رسذ و آن همجنان باشذ كه درهاء آسمان برو بسته جه از غايت سوء التّدبيرات او نظر كواكب سعد را در حال او اثرى نبوذ .
جنانجه هر جند آهن بولاذ نيز بوذ لكن آن را [ 12 ] در جيزها عظيم صلب زيادت اثرى نبوذ .
لا جرم دريغ دانند آن را بدان كار فرموذن و قطعا بر آن ننهند تا آن تيغ را بزيان نبرذ .
همجنين جون سوء التّدبيرات شخص عظيم باشذ ، او مستغنى باشذ از آنجه نحوست احوال كواكب را در آن اثرى يا مدخلى بوذ . و از جمله معانى علم النّجوم منك و منها يكى ديكر كه هم مقوّى و مناسب اين معنى است ، آنكه بسيار مردم باشند كه صورت طالع ايشان به همديكر نزديك باشذ و بايستى كه آثار اتّصالات كواكب در همه متساوى بوذى و نمىباشذ و آن از جهت اختلاف محلّ است بموجبى كه در مثال تيغ بولاذ شرح داذه شذ كه با وجود آنكه آن تيغ تيز و برنده باشذ . لكن بحسب نرمى و سختى هر جيزى از انواع ميوهها و جوبها و جامها و سنگها كه آن عظيم بسيار و مختلف الاحوال بوذ ، كه در هر يك اثرى ديكر داشته باشذ بخلاف غير و هر جند در آن بولاذ و برندكى آن تفاوت نبوذ ، لكن بحسب هر محل تفاوتى داشته باشذ . همجنين اكر كوكبى سعد بطالع باذشاهى نظر كنذ فوايد بسيار متنوّع از آن بباذشاه رسذ . و اكر بگدائى داشته باشذ كه آن كدا هم طالع آن باذشاه باشذ . و لا شك بواسطهء هم طالع نظر كوكب سعد را با هر دو طالع نظر متساوى بوذ . لكن فايده كه از آن بذان كدا رسذ به نسبت با فايده كه بباذشاه رسيذه باشذ ، عظيم حقير توانذ بوذ . همجنين اكر شخصى معتبر متكبّر بوذ و سوء التّدبيرات بواسطهء آن تكبّر كه ازو در وجود آمذه باشذ و طالع او مناسب كدائى باشذ ، و آن قدر فايده نيز كه از طالع نيك بذان كدا رسذ بذان متكبّر بذكردار نرسذ ، جه او مبغوض همه مردم باشذ و بشومى آن تكبّر بذنام شذه باشذ . و طالع نيك را در آن اثر نبوذ تا او را در دل مردم محبوب كردانذ تا آنكه كه از دل تكبّر زائل كردانذ . جنانجه كفتيم كه از خواص نفس شوم او باشذ و در طبيعت او مركوز و كفتهاند : « و داء النّوك ليس له دواء » و آن مانند نجاست است كه هر جند جيزى خوشبوى با نجاست بياميزند تا باشذ كه نجاست را خوشبوى كردانذ ، خوشبوى نشوذ . خصوصا كه نجاست غالب بوذ و اكر نجاست غالب بوذ آن بوى خوش را نيز هم بوى خوذ كردانذ .
و مثال ديكر در آن باب آنست كه اكر تصور كنيم كه دو شخص را صورت طالع بهم عظيم مناسب و مقارب بوذ ، و اتفاق افتذ كه يكى ازيشان شخصى بىكناه را بكشذ و آن ديكر شخصى را از مهالك خلاص دهذ . و هر جند در آن حالت نظر كواكب سعد بطالع ايشان
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 19
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص١٩