تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
قدر متصوّر بوذ . يا شخصى را بكشند و بسوزانند و بيك لحظه از عذاب و آلام آن فارغ كردذ و خاكستر آن مانند ديكر خاكستر باشذ كه هيج المى را در آن مدخل نبوذ و دوزخى بذان راضى بوذ كه زوذ خاكستر شوذ تا آن عذاب نكشذ . و مصدّق اين معنى قوله تعالى :
« وَ يَقُولُ الْكافِرُ يا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً »
« 1 » . لا جرم حق تعالى جهت تعذيب كسانى كه در دوزخ مخلّد باشند ، بحسب حال و كناهان ايشان عذابها مختلف فرموذه و قادر بر آنكه عذابها مختلف فرمايذ . جنانجه در « 2 » . . . قدرت باذشاهان ياذ كرده شذ . اكنون اكر اهل تناسخ بذين تبديل جلود تكرّر حيات و ممات ميخواهند ، جون در سابق تقرير رفت كه از جمله عذابها دوزخ معظمترين عذابى آن توانذ بوذ . كوئيم آن تكرّر حيات و ممات هم از دوزخ است نه در دنيا ، جه اكر جنان بوذى كه آن تكرّر در دنيا بوذى ، بايستى كه جهت بهشتيان نيز آيات بتكرار حيات و ممات آمذه بوذى و نيامذه جهت آنكه تكرار حيوة و ممات بىعذاب متصوّر نيست . و آن مناسب حال بهشتيان نبوذ . و اكر نيز كسى بطريق محال تصوّر كنذ كه آن حالت مناسب حال بهشتيان تواند بوذ . و جون در قرآن طلب كنند مانند آن آيتى جهت بهشتيان نيامذه بل بخلاف آن مطلقا و مجملا جهت همه بهشتيان اين آيت بر سبيل بشارت فرموذه كه :
« لا يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولى
« 3 »
»
. و اكر آن تبدّل جلود بر آن حمل كنند كه ايشان زوذ بميرند و بوست بخته يا سوختهء ايشان كه بواسطهء سوخته شذن و بخته شذن حسّ آن زائل كشته باشذ ، ديكر باره مبدّل كردذ يا بوست ايشان را حسّ باديذ آمذه باشذ تا احساس عذاب كنند جه مجرّب و معيّن است كه در بسيار صور كه كوشت و بوست مردم بسبب فساد بىحسّ كردذ و آلام احساس نكنند و بواسطهء بىخبرى عذاب آن نكشند . لا جرم جهت تعذيب ايشان آن بوست ايشان مبدّل ميفرمايذ تا عذاب آن فهم كنند و حقّ تعالى درين آيت تعليل و سبب تبدّل جلود صريح مىفرمايذ كه
« لِيَذُوقُوا الْعَذابَ »
« 4 » . جه حاجت باشذ كه كسى از ان قطع نظر كنذ و تعبيه ديكر كه عقلا و نقلا بر آن دلالت نكنذ به زور بر آن بندذ و بذين تقرير معلوم شذ كه تمسّك اهل تناسخ بذان باطل است و لطيفهء ديكر درين آيت در خاطر آمذه ياذ كنيم و آن آنست كه در آخر آيت فرموذه كه :
« إِنَّ اللَّهَ كانَ عَزِيزاً حَكِيماً »
« 5 » . در آنجه حكمت است كه اين صفات فرموذه و نفرموذه كه
هامش
( 1 ) - النّبأ ( 78 ) : 40 ( 2 ) - در اصل محو شده . ( 3 ) - الدخان ( 44 ) : 56 ( 4 ) - النساء ( 4 ) : 56 ( 5 ) - النساء ( 4 ) : 56